![]() |
خطر در كمين اقتصاد «ناحيه يورو»
در يك نگاه اقتصاد ناحيه يورو مانند چراغ روشنگر راه اقتصاد جهاني است. اگرچه افزايش بهاي غذا و نفت منجر به كاهش هزينه مصرفكنندگان شده است اما شركتهاي ناحيه يورو همچنان بر كتابچههاي قطور سفارشاتشان كه حكايت از تقاضاي چشمگير براي صادراتشان دارد، كار ميكنند.
اطمينان كافي دربخش كسبوكار بهخصوص در آلمان كمك كرد كه ارزش يورو سيري صعودي را طي كند و در ماه آوريل به 60/1 دلار برسد.
آمار و ارقام جديد نشان ميدهد كه اقتصاد ناحيه يورو در فصل اول سال جاري بسيار قدرتمند ظاهر شد. توليد ناخالص داخلي نرخ رشد سالانه 8/2 درصد را تجربه كرد و اين رقم از رشد توليد ناخالص داخلي آمريكا و بريتانيا بيشتر بود. البته قدرتمندي اقتصاد كشورهاي شمالي ناحيه يورو با شكنندگي اقتصاد كشورهاي جنوبي درهم آميخته است.
در فصل اول 2008 رشد اقتصادي اسپانيا تنها 2/1 درصد بود و همين امر موجب شد اقتصاد اسپانيا ضعيفترين فصل را طي يك دهه گذشته پشت سرگذارد. اما اقتصاد آلمان تا 60درصد رشد كرد كه گفته ميشود دليل آن استفاده از شركتهاي ساختوساز از مزيت گرم شدن آبوهوا بود. رشد اقتصادي فرانسه هم درحد 4/2 درصد بود كه رقم خوبي محسوب ميشود.
اما اين روند ميتواند جاي نگراني هم باقي گذارد. كسبوكارها ناگهان جهشي قابل توجه را شاهد شدند. يك نظرسنجي از شركتهاي آلماني كه توسط مركز ايفو در مونيخ صورت گرفت نشان داد كه ميزان اعتماد كسبوكارها در آلمان در ماه آوريل به پايينترين حد خود ظرف دوسال گذشته رسيد. اعتماد كسبوكارهاي فرانسه كه به وضوح دوران خوبي را سپري ميكردند، كاهش يافت. شركتهاي ايتاليايي هم در تيرگي اوضاع غرق شدند.
![]() |
چهارشنبه گذشته سالروز امضاي موافقتنامهاي بود كه بر پايه آن ارز واحد اروپا رايج شد. اما ساكنان 12كشور اوليه تشكيلدهنده اتحاديه اروپا كه يورو را رواج دادند، تا تاريخ اول ژانويه سال 2002 از اسكناسها و سكههاي آن استفاده نكردند و فقط از اول ژانويه 1999 به عنوان پول الكترونيكي و در بازارهاي ارزهاي خارجي مورد استفاده قرار گرفت.اوضاع از ابتدا چندان خوب نبود. يورو ابتداي حيات خود را با ركورد كمترين ارزش در برابر دلار سپري كرد، اما اكنون اين اسكناسهاي پشت سبز آمريكايي هستند كه ارزش خود را از دست ميدهند.
اين روزها جهانگردان و صادركنندگان در ناحيه يورو مجبورند با ركورد بالاترين نرخ يورو، بسازند. بسياري از افراد در اروپا نيز خود را براي تبعات ركود اقتصادي آمريكا آماده ميكنند.
اما كميسيون اروپا مشتاق است كه به همه يادآوري كند اقتصادهاي ناحيه يورو از وضعيت نسبتا قدرتمند خود به اين بحران اعتبارات نزديك ميشوند. از زمان تولد يورو يعني تاريخ اول ژانويه 2002 تاكنون، 16ميليون شغل در ناحيه يورو ايجاد شده است و نرخ بيكاري از 9درصد در سال 1999 به 7درصد در سال 2007 سقوط كرده است.
![]() |
در كارتونهاي كودكانه معمولا لحظهاي وجود دارد كه در آن يك شخصيت بدبخت با سرعت روي يك پرتگاه به جلو ميدود و در حالي كه هنوز خبر ندارد، زير پايش خالي است، چندثانيهاي در حالت معلق بر فراز دره باقي ميماند بعد از آنكه سعي ميكند با پايش زمين را لمس كند، ناگهان واقعيت رخ مينماياند، جاذبه زمين مداخله ميكند و به قعر دره فرو ميرود.
در هفته گذشته رقابتهاي انتخاباتي هيلاري كلينتون تا حدودي شبيه به اين صحنه بود. پس از شكست سنگين او در كاروليناي شمالي و پيروزي نهچندان چشمگيرش در اينديانا، يعني ايالتي كه او احتياج به يك پيروزي چشمگير در آن داشت، بيشك رقابتهاي انتخاباتي خانم كلينتون به پايان خود نزديك شده است.
البته هنوز كلينتون قصد دارد از حق جنگيدن خود در جلسه حزبي دنور استفاده كند. اين حق براي او باقي خواهد بود، اما معلوم نيست كه خودش حزبش يا كشورش چه چيزي از اين نزاع به دست خواهد آورد.
![]() |
اين اطلاعات از مداركي به دست آمده است كه به تازگي در مورد تصميم براي جنگ عراق منتشر شده است و از معاون سياسي وزير دفاع وقت، داگلاس فيث نقل شده است.
در اين گزارش فيث به اين نكته اشاره ميكند كه اين هدف خشونتآميز تغيير نقشه خاورميانه توسط قواي نظامي و تهديد حمله به خصوص توسط رهبران ارشد نظامي وقت آمريكا مورد حمايت قرار گرفت.
كتاب فيث به نام «جنگ و تصميم» كه ماه گذشته منتشر شد، حاوي گزيدههايي از نامه رامسفلد، يكي از اصليترين نئوكانهاي دولت وقت ايالات متحده است كه در تاريخ 30 سپتامبر 2001 به جورج دبليو بوش فرستاده شد و در آن از وي خواسته شد بر نابودي شبكه القاعده اسامه بن لادن تمركز نشود، بلكه بر هدف پايهگذاري «نظامهاي جديد» در يك سري از كشورها تمركز شود و اين كار از طريق «كمكرساني به مردم داخل اين كشورها براي خلاص كردن خود از آنچه تروريستها و رهايي از دست نظامهاي حامي تروريسم» خوانده ميشد، انجام گيرد.
فيث در استناد به آن مدارك، نام حكومتهايي را كه بنا بود مورد هدف قرار گيرند به جز افغانستان ذكر نكرده و تنها به ذكر عبارت «برخي از ديگر حكومتها» در گيومه اكتفا كرده است. در بخش ديگري از صفحات اين مدارك، پنتاگون حكومتهاي طالبان و صدام حسين به عنوان «حكومتهاي رسمي» خوانده شدهاند كه عليه آنها «برنامه و عمليات» به اجرا درخواهد آمد؛ اما به «دلايل امنيتي» نام چهار حكومت ديگر حذف شده است.
![]() |
او در نوشتههاي پيش از انتخابش مدعي شد كه اصلاحات اقتصادي در همه ابعاد بايد بهطور همزمان صورت پذيرد و نه قدمبهقدم. بهعلاوه او گفته بود كه بخش اعظم اصلاحات اقتصادي نيز بايد در سال اول رياست جمهورياش تحقق يابد بهطوريكه منافع اين اصلاحات پيش ازآنكه او دوباره با آراي مردم در انتخابات مواجه شود بايد براي رايدهندگان بهحقيقت بدل شود.
اگر ساركوزي حتي با استانداردهاي خودش مورد قضاوت قرار گيرد، اولين سال خود را بسيار مايوس كننده سپري كرد. او پس از موفقيت در انتخابات رياستجمهوري و كسب اكثريت آرا در پارلمان، زندگي در اليزه را با سروصداي بسيار آغاز كرد. اما پس از چند مبارزه نمادين همه آن سروصداها خاموش شد. شعارهاي اصلاحات او تمركز خود را از دست داد و وجههاي كه براي خود بهدست آورده بود بهضعف تبديل شد. وقتگذراني (و سپس ازدواج) او با كارلا بروني براي او يك شكست بود و محبوبيت خود را بهواسطه آن از دست داد.
داستان يكسال گذشته ساركوزي درخارج بهتر از آنچه در داخل فرانسه بهنظر ميرسد، تلقي شده است. قراربود ساركوزي نقش فرانسه را در اروپا بهعنوان يك مهره مركزي حفظ كند و روابط آسيب ديده كشورش را با آمريكا بهبود بخشد. اگرچه روابط او با صدراعظم آلمان، آنگلامركل، چندان بيرنجش نبود، اما نقشي حياتي در كمك به وي براي سروسامان دادن به قانون اساسي مرده اتحاديه اروپا ايفا كرد، كه البته اين كار در قالب پيمان جديد ليسبون صورت گرفت. او برنامههاي بزرگي براي سهم ششماهه فرانسه در رياست اتحاديه اروپا دارد.
.
چين چهرهاي هولناك به خود گرفته است. منظره هزاران نفر از مردم چين كه مشتهاي خود را براي نشان دادن تنفر از خارجيان تكان ميدهند، نشاندهنده آن است كه كشوري كه در راه تبديل به يك ابرقدرت است ميتواند به قدرتي خطرناكتر از آنچه خوشبينان فكر ميكنند، بدل شود. اما اين تنها خارجيها نيستند كه بايد از چنين صحنههايي بهراسند. دولت چين كه خود مشوق بروز چنين مليگرايي بوده است، نيز بايد بترسد.
به مدت سه دهه دولت چين كه از كمونيسم تنها نام يك حزب را نگهداشته بود، از طريق پيشرفت اقتصادي قدرت تكقطبي خود را حفظ كرد. بسياري از چينيها از سعادت و بهروزي كه پدرانشان به خواب هم نميديدند بهرهمند شدند. البته آنها ديگر رياضتكشيهاي دوران كودكي والدينشان را به ياد ندارند. آنها آرزوهاي تازهاي در سر دارند.
راهحل دولت اين است كه به آنها قول دهد چين جايگاه حقيقي خود را در مركز امور جهان حفظ خواهد كرد. بنابراين در طول عبور مشعل المپيك از كشورهاي جهان غرور برنده شدن بازيهاي المپيك و مقابله با اعتصابات در چين مشهود بود، اما مليگرايي چون شمشيري دو لبه است: در عين حال كه راه فراري مفيد براي نارضايتيهاي داخلي است، به راحتي ميتواند انگشت اشاره را به سوي خود دولت برگرداند.
در پي هراس از افزايش قيمت برنج و نگراني از اينكه آيا فيليپين، بزرگترين واردكننده برنج جهان قادر خواهد بود به قدر كافي محصول عرضه كند، نتايج آخرين سرشماري نوك پيكان تقصيرات را به سوي مقصري هميشگي چرخاند: ازدياد جمعيت.
وقتي سرشماري اواخر ماه اوت انجام شد، ارقام به دست آمده نشان داد كه جمعيت فيليپين حدود 89ميليون نفر است، در حالي كه در سال 2000 اين رقم 77ميليون نفر بود.
![]() |
اين يعني از سال 2000 به بعد نرخ رشد سالانه جمعيت فيليپين بيش از 2درصد بوده است. اين نرخ رشد كمتر از نرخ رشد سالانه 3/2درصد در دهه 90ميلادي و نرخ رشد 3درصد در دهه 60ميلادي بوده است. اما هنوز سريعتر از حد انتظار است. برخي از تحليلگران معتقدند كه اين سرشماري ارقام را كمتر از واقعيت نشان داده است، به خصوص ارقام مربوط به فيليپينيهاي فقيرتر را. آنها معتقدند جمعيت فيليپين اكنون بايد بالغ بر 93ميليون نفر باشد.
بنابراين اين كشور در هر ساعت 200دهان كوچك ديگر منتظر غذا دارد. و تعداد فزايندهاي از آنها در فقر شديد به دنيا ميآيند. آمار و ارقام دولتي حاكي از آن است كه تعداد افرادي كه زندگي خود را با كمتر از يك دلار در روز ميگذرانند، از سال 2003 تاكنون 16درصد افزايش يافته است و به 28ميليون نفر رسيده است. جمعيت بيشتر به معناي خانههاي بيشتر و درنتيجه زمينهاي كمتر براي كشاورزي است.
دولت فيليپين در ماه جاري ممنوعيتي موقت را در مورد ساختوساز روي زمينهاي كشاورزي به تصويب رساند. اين اقدام در راستاي دستيابي به خودكفايي در توليد برنج بود.
برخي مقامات ارشد رييسجمهوري اين كشور، گلوريا ماگاپاگال آرويو را تحت فشار گذاشتهاند تا با توسعه دولتي روشهاي جلوگيري از باروري و ساير كمكهاي تنظيم خانواده موافقت كند.
اما خانم آرويو يك كاتوليك معتقد است و تحت تاثير اسقفهاي تاثيرگذار. او از حمايت آنها برخوردار است تا در برابر چنين قانوني مقاومت كند، چون پيش از اين پروژههاي قضايي زيادي در اين رابطه تشكيل شده است.
ساليان سال فقراي فيليپين به داروهاي جلوگيري از بارداري كه توسط سازمان كمكهاي آمريكا، يواسايد، تامين ميشد، وابسته بود. اما اكنون برنامه اين سازمان خاتمه يافته است و دولت فيليپين هم نظارت نه چندان سختي را بر اين موضوع دارد. به رغم ممنوعيت و محكوميت 6 سال حبس در زندان، هر ساله 500000فيليپيني اقدام به سقط جنين ميكنند.
![]() |
بيم و اميد كشورهاي حوزه خليج فارس بستگي به قيمت «نفت سبك عرب» يا «تركيب نفتي عمان» دارد. پنج سال پيش اگر چه قيمت نفت نسبت به دهه 90 كه در آن رقم پايين 9 دلار را به خود اختصاص داده بود، افزايش يافت، اما در سطح بشكهاي 26 دلار ثابت مانده بود.
بسياري از دولتهاي حوزه خليجفارس، مقروض و متزلزل بودند. عربستان سعودي با شورش القاعده مواجه بود. مهاجران، يعني همان افرادي كه به يك زندگي امن، اگرچه دورافتاده عادت كرده بودند، سعي ميكردند به مخازن بزرگي كه در خارج از مجتمعهاي مسكونيشان مستقر بود فكر نكنند. اكنون همان مخازن نفت بشكهاي بيش از صد دلار قيمت دارند واطمينان به آن سرزمين بازگشته است. شورش در عربستان سعودي سركوب شده است و حوزه خليج فارس بار ديگر بيش از آنكه دليلي براي نگراني باشد، مايه غبطه است.
آيا با اين همه پول نقد تنها كالا ميتوان خريد؟ خير. در دهه 70 ميلادي پول كشورهاي حوزه خليجفارس براي آمريكاي لاتين يك فاجعه بود، چون اين پول كه از طريق بانكهاي غربي بازيافت ميشد، منجر به بحران بدهيها شد كه يك دهه به طول انجاميد. خود كشورهاي حوزه خليج فارس هم از ركود تحميل شده بر غرب ضرر ديدند، چون منجر به ركودي بيست ساله در قيمتهاي نفت شد. آنها چيزهاي پرهزينه و بيفايدهاي چون فرودگاه شاهخالد در رياض ساختند. تنها يكي از ترمينالهاي اين فرودگاه از سال تاسيس آن يعني 1983 تاكنون راهاندازي شده و فرسوده باقي مانده است. آنها دست اقليت معدودي را كه اغلب آنها دلالان تسليحات بودند، باز گذاشتند تا درآمدهاي عظيم به جيب بزنند. آنها به نام تنوعبخشي به اقتصادشان، آن را از شكل انداختند، به عنوان مثال گندم را در بيابانهايشان كاشتند.
پی نوشت: نوش جانشان! میتوانستند کفایت استفاده درست از موهبتی که خدا نصیبشان کرده است را نداشته باشند! حتی بعضی از آدمها هم به دلیل بی کفایتی صبر خدا را هم به سر می آورند و فرصتهای استثنایی زندگیشان را از دست می دهند، هر که را لیاقتی است!
![]() |
اتهامات عليه ليكانهي، رييس 66ساله سامسونگ نسبت به ساير اتهامات از اين دست چندان سنگين نيست. سال گذشته لي به طور علني توسط كيميولچول، بازرس ارشد سابق اين شركت متهم شد كه ماموران دولتي را در زمينه بودجهاي 200ميليون دلاري فريب داده است. لي آن را تكذيب كرد. بازرس ويژهاي توسط كنگره ملي كرهجنوبي مامور بررسي ادعاهاي مطرح شده شد.
روز پنجشنبه، پس از شش ماه بررسي، لي متهم به فرار مالياتي و سوءاستفاده از اعتماد شد. بازرس چوجون وونگ اعلام كرد كه شركت سامسونگ بودجهاي 5/4ميليارد دلاري را به طور مخفي در اختيار داشته است، اما اتهام اختلاس ثابت نشد. در نهايت لي متهم به فرار مالياتي بالغ بر 113ميليارد وون (حدود 114ميليون دلار) و فروش غيرقانوني اموال با تخفيف براي انتقال كنترل شركت به پسر خود شد.
به علاوه او و نه مدير ديگر شركت با اتهاماتي روبهرو هستند كه هنوز منتفي نشده است. سهام شركتهاي اين گروه كه به عرضه عمومي رسيدهاند و از شركتهاي ساختماني و كشتيسازي گرفته تا تجهيزات اپتيكي و الكترونيكي را شامل ميشوند، چندان دادوستد نميشوند و همين نشاندهنده اين موضوع است كه تعداد كمي از آنها انتظار و اتهاماتي اينچنين را داشتهاند.
اتهامات معتدل و واكنشهاي ملايم از سوي بازرسان به وضوح نشاندهنده تزلزل كره جنوبي در قبال اشتباهات و تخلفات شركتهاست. غولهاي صنعتي اين كشور كه اغلب خانوادگي اداره ميشوند، مسوول رشد و شكوفايي كشور طي دو دهه اخير بودهاند. اما امروز قدرت عظيم آنان زير سوال رفته است و قانونشكنيهاي آنها مورد انتقاد قرار ميگيرد. چون اين كشور تلاش دارد به معيارهاي جهاني پاسخگويي، شفافيت و حاكميت شركتها نزديكتر شود. البته در چنين زماني كره جنوبي همچنان از پاسخگويي كامل گروههاي صنعتياش در برابر بازرسان امتناع ميورزد؛ مبادا كه به رشد اقتصادياش لطمه وارد شود.
پی نوشت: و فراری از این دست... فرار انواعی دارد : فرار مالیاتی . فرار از واقعیت . فرار از سر بچگی . فرار از سر شرمندگی . فرار از سر بزدلی...
![]() |
چنين بحراني تبعاتي ناگهاني و محلي داشت و درنهايت فشار آن بر كساني تحميل ميشد كه پيش از آن هم در حاشيه بودهاند.
اما تصاوير امروز متفاوت است. ژوزت شيران از سازمان برنامه غذاي جهان كه يكي از آژانسهاي سازمان ملل است، ميگويد: اين يك سونامي خاموش است؛ موجي از تورم قيمتهاي مواد غذايي از سرتاسر جهان ميگذرد و در مسير خود شورشها و دولتهاي نابود شده را برجاي ميگذارد. اين بار براي اولين دفعه ظرف 30 سال گذشته تظاهرات مربوط به مواد غذايي در بسياري از نقاط جهان به طور همزمان مشاهده ميشود. بنگلادش در آشوب است، حتي چين نيز مضطرب به نظر ميرسد. ساير نقاط جهان اظهارنظر اقتصاددان هندي -آمارتياسن- را به بوته آزمايش ميگذارند كه قحطي در كشورهاي داراي دموكراسي بهوقوع نخواهد پيوست. قحطي، گرسنگي توده مردم تعريف شده است. معيارهاي بحران امروز تهيدستي و سوءتغذيه هستند.
اقشار متوسط كشورهاي فقير در حال كنارهگيري از مراقبتهاي بهداشتي و حذف گوشت از غذاهاي مصرفيشان هستند تا بتوانند با اين روش سه وعده غذاي روزانه خود را حفظ كنند. فقرايي كه در وضعيت متوسطي از فقر قرار دارند، يعني آنهايي كه روزي
2 دلار درآمد دارند، كودكانشان را از مدرسهها ميگيرند و از ميزان مصرف سبزيجاتشان هم كم ميكنند تا استطاعت خريد برنج را داشته باشند. آنهايي كه با يك دلار در روز زندگي ميكنند، گوشت، سبزيجات و
يك يا دو وعده غذاي خود را حذف ميكنند تا استطاعت خريد يك كاسه برنج را داشته باشند. فقرايي كه در فقر شديد به سر ميبرند، يعني آنهايي كه با 50 سنت در روز زندگي ميگذرانند، با فاجعه روبهرو هستند. حدود يك ميليارد نفر در جهان با روزانه تنها
يك دلار زندگي ميكنند. اگر با كمي اغماض فرض كنيم كه هزينه غذاي آنها 20 درصد افزايش يابد (در برخي نواحي اين افزايش به مراتب بيشتر است)، صد ميليون نفر ديگر به اين قشر ملحق ميشوند؛ يعني به فقر مطلق كشانده ميشوند.
![]() |
شاهزاده الوليدبن طلال السعود
شاهزاده الوليد بن طلال كه هماكنون ثروتي معادل 21ميليارد دلار را براي خود رقم زده است، ابتدا در سال 1988 با خريد بخشي از سهام بانك تجاري اتحاديه عرب به مبلغ 10ميليون دلار ثروت خود را به ثبت رساند، اما در سال 1991 به يك سرمايهگذار در اندازههاي جهاني تبديل شد و آن زماني بود كه با سرمايهگذاري 797ميليون دلاري در بانك سيتيگروپ به بزرگترين سهامدار اين بانك تبديل شد.
الوليد ارتباطات نزديكي با افراد و سازمانهاي سعودي دارد (البته نه لزوما با پدر مشهور خودش). از شاهزاده سلطانبن عبدالعزيز گرفته و حدود 30درصد از سهام آن را دارد، از جمله اين افرادند. گفته ميشود كه پس او شاهزاده خالد و دختر تازه ازدواج كردهاش، ريم نيز سهام كمي در آن دارند. الوليد دائما در سفر است. او در ماه مارس به تركمنستان و تاجيكستان سفر كرد و به تازگي خبر داد كه هواپيماي شخصياش به نام «قصر پرواز» را افتتاح ميكند. اين هواپيما يك ايرباس اي 380 است كه به تازگي خريداري كرده است.
او سرمايهگذاريهاي متعددي نيز در سطح جهان كرده است. پدر وي، شاهزاده طلال بن عبدالعزيز رهبري حركت «شاهزادههاي آزاد» را در اوايل دهه 60ميلادي برعهده داشت و در نزاع بر سر قدرت خانواده آل سعود مدت كوتاهي را در قاهره در تبعيد سپري كرد. سپتامبر گذشته طلال با اعلام اينكه قصد تشكيل يك حزب جديد سياسي را دارد، سرفصل خبرها را به خود اختصاص داد.