
دو دهه پيش از آنكه كتاب ثروت ملل در سال 1776 منتشر شود، آدام اسميت در يك سخنراني خود گفت: هيچ چيزي نميتواند يك كشور را از پايينترين حد به بالاترين حد رفاه و ثروت برساند، مگر صلح، نظام مالياتي صحيح و اجراي درست عدالت.
اما اگر چيزي وجود داشته باشد كه باعث شود اجراي دستورالعمل اسميت آسان شود، تلفيق تورم پايين و بيكاري كم، تاكيد بر كارآفريني و ماليات پايين در اقتصاد دانمارك است. اين شرايط در كنار شاخصهاي عالي ابداعات و مهارتهاي تكنولوژيك توانست دانمارك را به صدر سومين فهرست سالانه فوربس از بهترين كشورهاي جهان براي كسبوكار سوق دهد.
براي يافتن بهترين كشورها فوربس جو كسبوكار بيش از 120 اقتصاد جهان را مورد تحليل قرار داد و در اين تحليل بر درجه آزاديهاي شخصي مانند حق شركت در انتخابات آزاد و عادلانه و آزادي بيان و آزادي سازمانها تمركز كرد.
منظور از حمايت از سرمايهگذار راههاي چارهاي است كه اقليت سهامداران در مواقع تخلفات شركتها در اختيار خواهند داشت. شاخص فساد در مورد تعداد و تناوب سوء استفاده از دارايي شركتها براي منافع شخصي است. در كنار سياستهاي اقتصادي حمايت كننده از تجارت آزاد و تورم پايين، اين نكات كليدي نيز چشماندازي از مناسب بودن كشورها را براي سرمايهگذاري نشان ميدهند.
كشور دانمارك در فهرست سال 2008 صدرنشين شده است. اين كشور توانسته است سه پله نسبت به سال گذشته صعود كند. ايرلند (با 19 پله صعود در رتبه 2)، فنلاند (با چهار پله صعود در رتبه 3)، ايالات متحده (با 3 پله سقوط در رتبه 4) و انگلستان (با 5 پله صعود در رتبه 5) به ترتيب صدر اين فهرست را به خود اختصاص دادهاند.
كشورهايي كه تغيير زيادي را در جايگاه خود شاهد بودند مانند ايرلند، استوني (با 24 پله صعود در رتبه 10) و عربستان سعودي (با 37 پله صعود در رتبه 47) بوروكراسي محدودي را مقابل كارآفريناني كه اميد كسبوكار را در داخل كشورشان دارند، گذاشتهاند.
![]() |

چانگيراي به مردم گفت از شركت در اين انتخابات خودداري كنند؛ مگر آنكه جانشان در خطر باشد. به همين دليل احتمال ميرفت كه مشاركت مردمي در مناطق روستايي بالاتر باشد؛ چون در اين مناطق پليس، سربازان و شبهنظاميان وفادار به حزب حاكم در موج خشونت عليه مظنونان به حمايت از گروههاي مخالف، وارد عمل ميشوند.
نتايج رسمي از دور اول انتخابات در ماه مارس حاكي از راي 48درصدي چانگيراي و راي 43درصدي موگابه بود؛ اما جنبش تغييرات دموكراتيك معتقد بود كه بيش از 50درصد آرا متعلق به چانگيراي بوده است.
در روز 22 ماه ژوئن، چانگيراي از دور دوم انتخابات كنارهگيري كرد و اعلام كرد كه اگر ادامه دهد، تعداد بيشتري از طرفدارانش كشته خواهند شد.
جنبش تغييرات دموكراتيك اعلام كرد كه نزديك به 90درصد حاميان اين جنبش كشته و حدود 10000 نفر مجروح شدهاند، بيش از 20000 خانه ويران شده است و بيش از 200000 نفر آواره شدهاند. به علاوه اين حزب اعلام كرد كه حداقل 2000 نفر از حاميان آن، از جمله صدها مامور رايگيري تحت بازجويي هستند، اما اين خشونتها پس از عقبنشيني چانگيراي ادامه نيافت.
اين رقم بسيار جالبتوجه است، اما برچهره سال سختي كه غولهاي اقتصادي اين كشور گذراندند، نقاب مينهد. بيست نفر از افراد اين فهرست نسبت به سال گذشته خود ثروتمندتر شدهاند كه هشت نفر آنها در ميان ده نفر صدرنشين فهرست قرار دارند. شايد بتوان گفت كه افزايش دو رقمي ارزش ين در برابر دلار آمريكا به آنها در اين راستا كمك كرده است. شش نفر از اين افراد بيش از يك ميليارد دلار بر ثروت خود افزودند.
بزرگترين ثروتاندوز اين جمع فرد شماره يك فهرست است كه تازه امسال وارد اين فهرست شده است. او از شركت ناينتندو بازنشسته شده است و هماكنون سهامدار اين شركت است. هيروشي ياما اوچي كه ثروت خالص او در سال گذشته افزايش 3 ميليارد دلاري داشته، ثروتش نسبت به سال 2006 سه برابر شده است.
وي اين جهش را مرهون فروش بسيار موفق ابزارهاي بازي wii ميداند. درست پس از او ثروتمندترين فرد فهرست سال گذشته وجود دارد. آكيراموري كه در بخش املاك و مستغلات فعاليت ميكند هر چند شاهد افزايش 2/2 ميليارد دلاري شده است، اما اين ميزان موفقيت براي آنكه وي را در صدر فهرست ثروتمندان ژاپن قرار دهد، كافي نبوده است.

![]() |
فدرالرزرو (بانك مركزي آمريكا) نرخ بهره را از سال 2003 كاهش نداده بود. در نيمه اول سال 2007 بانك مركزي آمريكا نرخ بهره را در حد 25/5درصد ثابت نگه داشت. اما در ماه سپتامبر، يعني دو ماه پس از آنكه اين بانك افتتاح شد، فدرالرزرو شروع به كاهش نرخ بهره كرد. پس از هفت بار كاهش نرخ بهره، نرخ بهره فدرالرزرو به 2درصد رسيد. مايك تامس، رييس بانك سلكت در اين باره گفت كه به هيچ وجه انتظار كاهش شديد نرخ بهره را به نحوي كه سود مورد انتظار بانك را كاهش دهد، نداشت، اما وي معتقد است فضاي چالشبرانگيز فرصتهايي را نيز به ارمغان ميآورد. او ميگويد: «شما بايد به فكر مديريت فرصتها نيز باشيد.» به عنوان مثال در شرايطي كه نرخ بهره پايين است، بانك سلكت در حال رشد پرتفوليوي وامهاي خود است. چون نرخ بهره پايينتر موجب جذابتر شدن وامها براي خريداران بالقوه ميشود. در فصل نخست سال، ارزش وامهاي اين بانك از 15ميليون دلار به 26ميليون دلار رسيد، روساي دو بانك ديگر نيز خبر دادهاند كه در حال يافتن راههايي براي مديريت نرخ بهره پايين هستند. اگرچه بانك جيمز و اولين بانك ملي آلتاويستا هم قصد افزايش درآمدهاي خود از بهره را دارند، اما منبع اصلي درآمدهاي آنها افزايش وامها است. به دليل آنكه كاهش نرخ بهره اوليه فدرالرزرو با كاهش بهرهاي كه بانكها براي بسياري از وامهاي خود اخذ ميكنند، مرتبط است، بانكها بهره كمتري بابت هر دلار از وام خود دريافت ميكنند. بانكها همگام با نرخ بهره فدرالرزرو نرخ بهره خود را افزايش يا كاهش ميدهند. باب چپمن رييس بانك جيمز ميگويد: اين دليل اصلي كاهش نرخ بهره فدرالرزرو است؛ يعني پسانداز پول مصرفكنندگان و كسب و كارهاي كوچك با نرخ بهره فدرالرزرو.»
![]() |
بنابراين چه زماني بهتر از حالا براي دو نامزد رياستجمهوري آمريكا كه بر سر برنامههاي اقتصادي خود با يكديگر هماوردي داشته باشند. روز نهم ماه ژوئن باراك اوباما توري دو هفتهاي را به ايالتهايي كه در آنها رقابت در ميگيرد، شروع كرد. اين اولين سفر وي به عنوان نماينده حزبش بود. اوباما در اين سفر يك سخنراني طولاني در زمينه سياستهاي اقتصادي ايراد كرد. او جان مك كين را متهم كرد كه به مانند بوش اهل ريخت و پاش و ولخرجي است چون با مطرح كردن طرح كاهش ماليات معلوم نيست چگونه ميتواند هزينه آن را جبران كند. از سوي ديگر مك كين در سخنراني خود كه يك روز پس از سخنراني اوباما ايراد كرد، گفت اوباما موجب افزايش ماليات ميشود و در مورد موافقتنامههاي تجاري به طرزي غير عاقلانه وارد مذاكره خواهد شد. اين نكته جالب است كه هر دوي آنها راست گفتهاند.
فروش 3000 كيف دستي بهطور همزمان آن هم درشرايطي كه مصرفكنندگان تحت فشارهاي مالي هستند، بهنظر شغلي غيرممكن ميآيد. اما برنارد آرنالت از اين قاعده مستثنا است. در واقع او فردي خوشبين است. اين ميلياردر فرانسوي ميگويد انتظار دارد درآمد شركتش، لويي ويتون موئه هنسي افزايشي شديد را شاهد باشد.
شركت لويي ويتون توليدكننده اشياي لوكسي چون ساعت و كيفهاي چرمي است؛ البته برنارد آرنالت دلايل خوبي براي اين اطمينان دارد. او موفق شده است سهم لويي ويتون را در بازار پيش از ركود اقتصادي افزايش دهد. اين قابليت و شجاعت لويي ويتون است كه آنرا به بزرگترين امپراتور كالاهاي لوكس جهان بدل كرده است. اين شركت توانسته است دارايي خالص 5/25 ميليارد دلار را براي آرنالت به ارمغان آورد و او را به چهارمين شهروند ثروتمند اروپا تبديل كند.
هيچ اهميتي ندارد كه فضاي اقتصادي تا چه حد براي مصرفكنندگان دشوار شده است. چون آرنالت ميتواند روي حداقل 298 نفر اروپايي كه هرگز از خريدهايشان نميكاهند، حساب كند. اين تعداد شهروندان اروپايي است كه در تازهترين فهرست فوربس از ميلياردرهاي جهان جاي گرفتهاند. مجموع داراييهاي اين اروپاييهاي ثروتمند بالغ بر 4/1 تريليون دلار است. ثروتمندترين فرد اين گروه اينگوار كامپارد است. او در دوران نوجوانياش با دوچرخه كبريت و مداد توزيع ميكرد. اما او ثروت واقعي خود را از طريق كار روي طراحي و فروش لوازم منزل و مبلمان بهدست آورد.
كامپارد سوئدي موسس شركت آيكيا است و دارايي او هماكنون بالغ بر 31 ميليارد دلار ميشود. امپراتوري پرمنفعت او كه عرضهكننده كالاهاي منزل با قيمت بسيار مناسب است، همچنان به گسترش خود ادامه ميدهد. در تابستان امسال، آيكيا فروشگاهي را در بروكلين و در همسايگي ردهوك تاسيس ميكند. اين اولين فروشگاه در نيويورك و در كل دويست و هفتاد و هفتمين فروشگاه آيكيا است.

در آخرين مطالعهاي كه يك مركز تحقيقاتي در نيويورك به نام «موسسه شهرت» انجام داده است، اين خودروساز ژاپني رتبه نخست را در فهرست 600شركت از بزرگترين شركتهاي مشهور جهان، به خود اختصاص داده است. در سال گذشته و سال 2006 شركت تويوتا رتبه ششم را به خود اختصاص داده بود. يك تازهوارد قابل توجه در فهرست امسال توانسته است رتبه دوم را به خود اختصاص دهد كه البته تعجب چنداني هم ندارد؛ چون اين شركت گوگل است.
اگرچه اين شركت رسانهاي تاسيس شده در كاليفرنيا، رتبه دوم را به لحاظ شهرت و اعتبار به دست آورده است، اما در فهرست 150 شركت بزرگ آمريكا رتبه نخست را به خود اختصاص داده است و پس از آن شركتهاي جانسون اندجانسون و كرفت فودز جاي گرفتهاند. در سطح جهان شركتهاي آيكيا از سوئد و فررو از ايتاليا به لحاظ شهرت و اعتبار به ترتيب رتبههاي سوم و چهارم را كسب كردهاند.
مديرعامل شركت جانسون اندجانسون، به نام ويليام ولدون گفته است محصولات مصرفي موفق اين شركت به رهبر شجاع آن وابسته است. موسسه شهرت رتبه پنجم جهان را به شركت جانسون اندجانسون به لحاظ شهرت و اعتبار اختصاص داده است. با توجه به آنكه اين شركت در سال گذشته رتبه سيوپنجم را به خود اختصاص داده بود، جهش آن بسيار قابل توجه است. ويليام ولدون گفته است: «من انتظار دارم رهبران اقتصادي، در عين حال كه كسب و كار خود را رشد ميدهند، ما را به روش رشد خود نيز مفتخر كنند و باعث شوند به آن افتخار كنيم، اين شخصيت يك رهبر واقعي است.»
شوك اين محمولههاي عربي آثار عميقي بر بسياري از كشورها بر جاي گذارد. آمريكا خودروهاي خود را مشمول استانداردهاي بهينهسازي مصرف سوخت كرد و فرانسه به انرژي هستهاي روي آورد، هر چند رسم موفقي در انرژي نبود.
سي و پنج سال گذشت، بار ديگر قيمتهاي نفت چهار برابر شد و به قله بشكهاي 139 دلار رسيد، اما تاكنون اين شوك، شوكي كند محسوب ميشود.
اگر تا حال سلاح نفتي عربها مانند ضربههاي چكش عمل ميكرد، اين بار توليد ناكافي و تقاضاي روزافزون بازارهاي نوظهور بازار نفت را مانند يك گيره به شدت تحت فشار دايمي قرار داده است.
به مدت تقريبا پنج سال جهان روبه رشد با اين مشكل دست و پنجه نرم كرد و اكنون دردها دوباره بازگشته است. در هفته جاري ماهيگيران فرانسوي بندر دانكرك را بستند و رانندگان كاميونها در انگليس راههاي منتهي به لندن و كارديف را بند آوردند. نيكلا ساركوزي رييسجمهوري فرانسه پيشنهاد تخصيص يارانه به بخشهايي كه بيشترين آسيب را ميبينند، داد و خواستار كاهش ماليات بنزين شد. دولت به ستوه آمده انگلستان نيز تحت فشار است كه از افزايش ماليات وسايل نقليه صرفنظر كند. در آمريكا قيمتهاي در حال كاهش مسكن، مصرفكنندگان را ناراضي و بيپول كرده است. كنگره و نامزدهاي رياستجمهوري برنامههايي را از جمله معافيت مالياتي بنزين در ايام تعطيل لابهلاي آگهيهاي تبليغاتي خود تدوين ميكنند. گوردون براون، نخست وزير بريتانيا معتقد است توليدكنندگان بزرگ نفت ميتوانند براي شركت در عمليات نجات تشويق شوند. اما تنها عربستان سعودي براي اين موضوع از خود تمايل نشان داده است.
كشاورزي، جنگلداري و شيلات تنها كمتر از 18درصد مجموع اين اقتصاد را به خود اختصاص داده است.
اما هنوز هنديها نيمنگاهي به ابرهاي بالاي سرشان دارند. رشد اقتصادي هندوستان در سال مالي مختوم به 31 مارس، 9درصد افزايش يافت كه علت آن بهبود بخش كشاورزي نسبت به انتظارات بود. اگر بارشهاي فصلي انتظارات را برآورده كند، هندوستان موفق خواهد شد ركورد توليد غلات را در سال جاري بشكند.
بايد اين رويداد به كاهش قيمتهاي غذا كه عامل اصلي افزايش تورم بوده است، (اكنون بر اساس شاخص قيمت عمدهفروشي 1/8درصد است)، كمك كند. البته آسمانها چارهاي براي هزينه روزافزون سوخت ارائه نميدهند. قيمت سوخت در هندوستان اين روزها همه تدابير بانك مركزي در مبارزه با تورم را از بين ميبرد، پيشرفت مالي دولت را به هدر ميدهد و براي ائتلاف حاكم كنگره به بهاي انتخابات بعدي تمام ميشود كه قرار است در ماه مه 2009 روي دهد.
در اينجا به مواردي از ويژگيهاي خاص كنوني بخش نفت چين اشاره ميكنيم: توليد داخلي چين در حدود 4ميليون بشكه در روز است و اين رقم رشدي بسيار كند دارد و هيچ كارشناس نفت نيست كه انتظار داشته باشد در آينده قابل پيشبيني توليد داخلي نفت اين كشور افزايش معنادار از خود نشان دهد.
مصرف كنوني اين كشور حدود 8ميليون بشكه در روز است و اين رقم با رشد سريع سالانه 7درصد، بيشترين نرخ رشد مصرف نفت را در جهان نشان ميدهد. به ياد داشته باشيم كه چين هر ساله به بهرهوري بيشتر انرژي نيز نايل ميشود، يعني 10درصد رشد توليد ناخالص داخلي واقعي، در حالي كه مصرف آن 7درصد است. در ضمن نبايد الگوي توسعه اقتصادي تاريخي اين كشور را نيز از ياد ببريم.
اما چين عامل اوليه افزايش تقاضا براي نفت ظرف يك دهه اخير بوده است. تقاضاي اين كشور 65درصد سريعتر از ايالاتمتحده آمريكا و چهار برابر بيشتر از هندوستان رشد ميكند. پيشبيني ميشود ظرف يك دهه آينده تغيير چنداني در سهم نفت از مجموع مصرف انرژي در چين نسبت به ذغال، گاز طبيعي و ساير اشكال انرژي مشاهده شود. جايگزيني منبع انرژي دشوار، پرهزينه و زمانبر است.
بر اساس مطالعه سالانهاي كه توسط يكي از مشهورترين دانشكدههاي مديريت بازرگاني اروپا به نام آياموي واقع در لوسان سوئيس انجام شده است، اقتصادهاي آسيايي در رقابتپذيري از اقتصاد آمريكا و اروپاي شمالي هم پيشي ميگيرند.
در بيستمين سالنامه رقابتيترين اقتصادهاي جهان كه توسط دانشكده آياموي در پانزدهم ماه مه منتشر شد، «ايالات متحده آمريكا» براي پانزدهمين سال متوالي رتبه نخست را در ميان رقابتيترين اقتصادهاي جهان به خود اختصاص داده است. اما پروفسور استفان گارلي، نويسنده اين گزارش پيشبيني كرده است كه سنگاپور سال آينده صدر اين فهرست را به خود اختصاص دهد. اين كشور كوچك با كمتر از هفت دهم درصد اختلاف در سال 2008 از ايالات متحده عقب ماند. در شرايطي كه آمريكا هنوز از قويترين اقتصاد داخلي برخوردار است. به طور خاص به دليل آنكه بخش مالي آن 40درصد سود شركتهايش را ايجاد ميكند، آسيبپذير است. در عين حال آسيا ثابت كرد نسبت به بحران بخش مالي آمريكا نسبتا مصون است. گارلي ميگويد كه اقتصادهاي نوظهور آسيا به سركردگي چين به احتمال زياد ميتوانند در سال جاري رقابتپذيري خود را نسبت به ابرقدرت در حال كند شدن يعني آمريكا و اقتصادهاي كند اروپايي، افزايش دهند. گارلي ميگويد: «آسيا كشف ميكند كه وابستگي چنداني به اقتصاد آمريكا ندارد و ميتواند روي پاي خود به حياتش ادامه بدهد. آنها زندگي را براي اقتصادهاي اروپايي مشكل ميسازند، به خصوص به دليل آنكه اروپا از مشكل يورو رنج ميبرد.»
در ميان 20 اقتصاد از رقابتيترين اقتصادهاي جهان از مجموع 55اقتصاد رتبهبندي شده آنهايي كه مربوط به بخش آسيا – اقيانوسيه هستند، بيشترين پيشرفت را نسبت به سال گذشته داشتهاند. مالزي با 4پله صعود به رتبه 19 رسيده است. تايوان و استراليا هريك با 5 پله صعود به ترتيب به رتبههاي 13 و 7 راه يافتهاند. از جمله ساير ترقيها در فهرست امسال ميتوان به تايلند اشاره كرد كه شش پله صعود كرد و به رتبه 27 رسيد و فيليپين با 5پله صعود به رتبه 40 دست يافت.
افزايش بسيار سريع در قيمت گوشت خوك باعث شده است، ساير اقلام مواد غذايي نسبت به شوكهاي كوچك قيمتي نيز حساس شوند، چون فشار قيمتها به دليل جايگزيني مواد غذايي به جاي يكديگر بر طيف وسيعي از اين مواد تاثيرگذار شده است. در شرايطي كه قيمتهاي جهاني غلات در حال افزايش است، قيمتها در چين براي غذاهاي اصلي طي سال گذشته تا بيش از 4/7درصد افزايش يافته است. همه اين رويدادها در حالي به وقوع پيوسته است كه دولت چين سياستهايي را براي كنترل قيمتها به كار بسته است. تورم محصولات غيرخوراكي در چين در حد نسبتا پايين 8/1درصد باقي مانده است. اما اين موضوع هنوز به زمان بستگي دارد و اگر در واكنش به سطح بالاي تورم قيمتهاي مواد غذايي، دستمزدها افزايش يابد و شركتها شروع كنند به گذاردن بار هزينههاي روزافزون بر دوش مصرفكنندگان، قيمتهاي محصولات غيرخوراكي نيز افزايش خواهد يافت. اين سطح بالاي تورمي مقامات را مجبور ميكند كه سياستهاي پولي خود را شدت بخشند. انتظار ميرود ذخاير پولي افزايش بيشتري يابد، نرخ بهره جهش پيدا كند و شرايط تخصيص وام سختگيرانهتر شود. همين امر موجب بروز دشواريهايي براي بازار سهام و سرمايهگذاران بخش املاك كه به استفاده از اعتبارات آسان عادت كردهاند، خواهد شد. بازار املاك چين به طور خالص نشانههايي از يك ركود كلي را نشان ميدهد.
تورم دائمي و سياستهاي پولي محدودكننده ناشي از آن براي بخش مالي نيز دردسرساز شده است. در پايان سال 2007، وامهايي كه به فعالان بخش ساخت و ساز و مالكان مسكن تعلق گرفت در مجموع بالغ بر 8/4تريليون يوآن (691ميليارد دلار) شد. حتي نرخ بهره اوليه 10درصد براي اين وامها نيز ميتواند بهرهاي بالغ بر 500ميليارد يوآن را در بخش وام برجاي گذارد. البته اين دليلي براي نگراني مالي نيست، اما ميتواند موجب شود سرمايهگذاران به بانكهاي چيني نگاهي دقيقتر داشته باشند.
![]() |
براساس گزارشها، اوباما در ابتداي ماه مه بيش از 37ميليون دلار در بانك پول داشت. اين مقدار از اين لحاظ حايز اهميت است كه او در اين تاريخ بخش اعظم هزينههايش را در رقابتهاي دور اول انتخابات پرداخت كرده بود.
اوباما در انتخابات روز سهشنبه هفته گذشته توانست به نمايندگي حزب دموكرات نزديكتر شود؛ اما هنوز بايد طي سه انتخابات ديگردور مقدماتي با رقيبش هيلاري كلينتون كه به لحاظ مالي هم ضعيفتر است به مبارزه بپردازد.
بانوي اول سابق آمريكا حدود 22ميليون دلار پول جمعآوري كرده است كه دهميليون آن ظرف دو روز بعد از پيروزياش در پنسيلوانيا در روز 22 آوريل جمع شده است. اين دومين ماه بود كه او توانست ركورد جمعآوري پول خود را بشكند.
مككين نزديك به 18ميليون دلار در ماه آوريل جمعآوري كرد كه علت اين رقم نه چندان مطلوب نحوه شركتش در رقابتهاي انتخاباتي بوده است. او فقط حدود يك سوم آن مقدار را خرج كرده است و هنوز منتظر روشن شدن وضعيتش به عنوان نماينده حزب جمهوريخواه است. او ماه مه را در شرايطي آغاز كرد كه حدود 22ميليون دلار پول در بانك داشت.
قيمت مسكن در مسيري متفاوت به پايينترين حد دو دهه اخير رسيد.
![]() |
اكونوميست پيشنهاد كرد
سياستهاي پولي سختگيرانه براي تورمزدايي
زماني رونالد ريگان تورم را اينگونه توصيف كرد: «به خشني يك كيفقاپ، به ترسناكي يك دزد مسلح و به كشندگي يك قاتل». تا همين اواخر روساي بانكهاي مركزي تصور ميكردند كه اين جاني تبهكار تا پايان عمرش به پشت ميلههاي زندان فرستاده شده است. طي سالهاي اخير به مدد سياستهاي پولي مناسب، تورم جهاني در حد پاييني نگه داشته شده بود، اما اين كيفقاپ بازگشته است!
در شرايطي كه آمريكا در شرف ركود است و رشد در ساير اقتصادهاي كشورهاي توسعهيافته كند شده است، تورم رو به افزايش است. جين كلودتريشه، رييس بانك مركزي اروپا در هفته گذشته درباره اشتباهات دهه 70ميلادي يعني زماني كه هزينه سنگيني به خاطر افزايش تورم بر اقتصادها تحميل شد، هشدار داد. مخاطب سخنان او بانكهاي مركزي كشورهاي ثروتمند بودند اما واقعيت اين است كه اين سياستگذاران كشورهاي نوظهور هستند كه بايد بيشتر توجه كنند. يعني در كشورهايي چون چين، هندوستان، اندونزي و عربستان سعودي حتي اگر آمار رسمي دولت حاكي از افزايش 8 تا 10درصدي قيمتها ظرف يك سال اخير است، در روسيه اين رقم بيش از 14درصد است. در آرژانتين رقم واقعي 23درصد است و در ونزوئلا 29درصد. اگر ارقام را صحيح محاسبه كنيد، دوسوم جمعيت جهان به احتمال زياد از نرخ تورم دورقمي در تابستان امسال رنج ميبرند.در مجموع (و با استفاده از ارقام رسمي) نرخ متوسط تورم جهاني به 5/5درصد افزايش يافته است و اين بالاترين ركورد از سال 1999 تاكنون است. علت اصلي، افزايش شديد قيمتهاي غذا و نفت است كه در هفته گذشته به بيش از بشكهاي 135دلار رسيد. اما نگراني تريشه از اين است كه افزايش تورم انتظارات را از تورم بالا ميبرد و منجر به تقاضاي بيشتر براي پرداخت و باعث افزايش دستمزدها ميشود، اين همان اتفاقي است كه در دهه 70ميلادي روي داد. در آن زمان اشتباه روساي بانكهاي مركزي اين بود كه آنقدر سياستهاي پولي خود را آسان اتخاذ كردند كه افزايش قيمتهاي نفت به سرعت به قيمت ساير اقلام تسري يافت.
پاسخ دو اقتصاددان ارشد به پرسشي قديمي و بحثبرانگيز:
چرا قيمت مسكن هم در تورم بالا رشد كرده است و هم در تورم پايين؟
![]() |
در اوايل سال 2000 بازار مسكن آمريكا داغ شده بود، اما در گزارشهاي مربوط به ارزش جهاني املاك، نشريه اكونوميست هشدار داده بود كه احتمال بروز حباب قيمتهاي مسكن در آمريكا و ساير نقاط جهان وجود دارد و علت آن «خطاهاي پولي» خواهد بود. مردم سرخوش از نرخ پايين بهره بانكي و معاملات تاريخي آن زمان، اقدام به دست گذاشتن روي خانهها كردند و با اين استقبال خود قيمتها را روندي صعودي بخشيدند، اما اين وامگيرندگان همه يك خطا داشتند. آنها تورم را فراموش كرده بودند. نرخ بهره اسمي پايين در اوايل سالهاي 2000ميلادي همراه شده بود با نرخ پايين تورم. بنابراين فدرالرزرو نگران ركود تورمي بود.
و اينكه نرخ بهره منطبق با تورم لزوما رهيافت شگرفي نبود. مارتين اشنايدر و مونيكا پيازسي، اقتصاددانان ارشد بانك مركزي مينهآپليس، مشاهدات خود را اينگونه بيان كردهاند: «خريداران مسكني كه فكر ميكنند نرخ بهره پايين باعث ميشود قيمت خريد يك خانه كمتر شود، از يك خطاي پولي رنج ميبرند».
اگرچه اصطلاح «خطاي پولي» اولين بار توسط جان مينارد كينز مطرح شد، در كتاب سال 1928 اروين فيشر مورد استفاده بسيار قرار گرفت. تعريفي كه فيشر از اين عبارت ارائه داد اينگونه بود: «در نظر نگرفتن اين واقعيت كه دلار يا هر واحد پولي ديگر به لحاظ ارزش، دستخوش فروپاشي يا پيشرفت ميشود». به بيان ديگر صحبت از پول به لحاظ اسمي است و نه قدرت خريد. كسي كه دچار خطاي پولي ميشود متوجه اين موضوع نيست كه تورم، ارزش واقعي پول را به طرزي بيرحمانه در حد يك تكه آهن زنگزده پايين ميآورد.
با وجود اين، بسياري از اقتصاددانان معتقدند كه «خطاي پولي» يك افسانه است. انسانها تا حد زيادي موجوداتي خردورزند و اگر چه تصميمات مالي آنها بيعيب نيست، معقولانه است.
![]() |
صفحات اول روزنامهها و همه اخبار تلويزيوني سرتاسر جهان از زمان وقوع زلزله مملو از پوشش خبري تاسفبار در زمينه جان باختن دهها هزار نفر شد. عمليات نجات سريع و با تمامي قواي دولت چين و سيل خبرهايي كه اين دولت اجازه انتشار آنها را داد، به عموم مردم چين و خارجيان اين امكان را داد كه در همدردي با اين تراژدي مخوف شريك شوند. پس از انتشار خبرهاي بد درباره بازيهاي پكن، اين فاجعه به چين و جهان اين شانس را داد كه ارزيابي مجددي بر عملكردشان داشته باشند.
مخاطبان خارجي، به خصوص غربيها از 19سال پيش كه تظاهركنندگان مدافع دموكراسي، ميدان تيان آن من را اشغال كردند تاكنون، هيچگاه به اين اندازه ابراز همدردي نكرده بودند. در چين شرايط وقوع زلزله، اهميت بازيهاي المپيك در ماه اوت را كاهش داد و اين تصور خارجيها را كه بازيها به نحوي باشكوه و پرعظمت برگزار خواهد شد، تعديل كرد. يك كارشناس علوم سياسي چيني به نام ونران جيانگ ميگويد: «اين يك تغيير جهت است. ما شاهد يك آشتي هستيم.» رهبران كشورهاي ديگر پيام تسليت فرستادند و به جاي آنكه در مورد بايكوت المپيك بحث كنند، كمك ارسال كردند. جو موجود با جو چند هفته پيش تفاوت بسيار دارد. همين چند هفته پيش بود كه شورش تبتيها در برابر حكومت چين و تظاهرات پرآشوب در كشورهاي ديگر براي متوقف ساختن مشعل المپيك، تفاوت گسترده ميان جهانبيني چينيها و جهانبيني خارجيان را نمايان ساخت.
![]() |
خطر در كمين اقتصاد «ناحيه يورو»
در يك نگاه اقتصاد ناحيه يورو مانند چراغ روشنگر راه اقتصاد جهاني است. اگرچه افزايش بهاي غذا و نفت منجر به كاهش هزينه مصرفكنندگان شده است اما شركتهاي ناحيه يورو همچنان بر كتابچههاي قطور سفارشاتشان كه حكايت از تقاضاي چشمگير براي صادراتشان دارد، كار ميكنند.
اطمينان كافي دربخش كسبوكار بهخصوص در آلمان كمك كرد كه ارزش يورو سيري صعودي را طي كند و در ماه آوريل به 60/1 دلار برسد.
آمار و ارقام جديد نشان ميدهد كه اقتصاد ناحيه يورو در فصل اول سال جاري بسيار قدرتمند ظاهر شد. توليد ناخالص داخلي نرخ رشد سالانه 8/2 درصد را تجربه كرد و اين رقم از رشد توليد ناخالص داخلي آمريكا و بريتانيا بيشتر بود. البته قدرتمندي اقتصاد كشورهاي شمالي ناحيه يورو با شكنندگي اقتصاد كشورهاي جنوبي درهم آميخته است.
در فصل اول 2008 رشد اقتصادي اسپانيا تنها 2/1 درصد بود و همين امر موجب شد اقتصاد اسپانيا ضعيفترين فصل را طي يك دهه گذشته پشت سرگذارد. اما اقتصاد آلمان تا 60درصد رشد كرد كه گفته ميشود دليل آن استفاده از شركتهاي ساختوساز از مزيت گرم شدن آبوهوا بود. رشد اقتصادي فرانسه هم درحد 4/2 درصد بود كه رقم خوبي محسوب ميشود.
اما اين روند ميتواند جاي نگراني هم باقي گذارد. كسبوكارها ناگهان جهشي قابل توجه را شاهد شدند. يك نظرسنجي از شركتهاي آلماني كه توسط مركز ايفو در مونيخ صورت گرفت نشان داد كه ميزان اعتماد كسبوكارها در آلمان در ماه آوريل به پايينترين حد خود ظرف دوسال گذشته رسيد. اعتماد كسبوكارهاي فرانسه كه به وضوح دوران خوبي را سپري ميكردند، كاهش يافت. شركتهاي ايتاليايي هم در تيرگي اوضاع غرق شدند.
![]() |
چهارشنبه گذشته سالروز امضاي موافقتنامهاي بود كه بر پايه آن ارز واحد اروپا رايج شد. اما ساكنان 12كشور اوليه تشكيلدهنده اتحاديه اروپا كه يورو را رواج دادند، تا تاريخ اول ژانويه سال 2002 از اسكناسها و سكههاي آن استفاده نكردند و فقط از اول ژانويه 1999 به عنوان پول الكترونيكي و در بازارهاي ارزهاي خارجي مورد استفاده قرار گرفت.اوضاع از ابتدا چندان خوب نبود. يورو ابتداي حيات خود را با ركورد كمترين ارزش در برابر دلار سپري كرد، اما اكنون اين اسكناسهاي پشت سبز آمريكايي هستند كه ارزش خود را از دست ميدهند.
اين روزها جهانگردان و صادركنندگان در ناحيه يورو مجبورند با ركورد بالاترين نرخ يورو، بسازند. بسياري از افراد در اروپا نيز خود را براي تبعات ركود اقتصادي آمريكا آماده ميكنند.
اما كميسيون اروپا مشتاق است كه به همه يادآوري كند اقتصادهاي ناحيه يورو از وضعيت نسبتا قدرتمند خود به اين بحران اعتبارات نزديك ميشوند. از زمان تولد يورو يعني تاريخ اول ژانويه 2002 تاكنون، 16ميليون شغل در ناحيه يورو ايجاد شده است و نرخ بيكاري از 9درصد در سال 1999 به 7درصد در سال 2007 سقوط كرده است.
![]() |
در كارتونهاي كودكانه معمولا لحظهاي وجود دارد كه در آن يك شخصيت بدبخت با سرعت روي يك پرتگاه به جلو ميدود و در حالي كه هنوز خبر ندارد، زير پايش خالي است، چندثانيهاي در حالت معلق بر فراز دره باقي ميماند بعد از آنكه سعي ميكند با پايش زمين را لمس كند، ناگهان واقعيت رخ مينماياند، جاذبه زمين مداخله ميكند و به قعر دره فرو ميرود.
در هفته گذشته رقابتهاي انتخاباتي هيلاري كلينتون تا حدودي شبيه به اين صحنه بود. پس از شكست سنگين او در كاروليناي شمالي و پيروزي نهچندان چشمگيرش در اينديانا، يعني ايالتي كه او احتياج به يك پيروزي چشمگير در آن داشت، بيشك رقابتهاي انتخاباتي خانم كلينتون به پايان خود نزديك شده است.
البته هنوز كلينتون قصد دارد از حق جنگيدن خود در جلسه حزبي دنور استفاده كند. اين حق براي او باقي خواهد بود، اما معلوم نيست كه خودش حزبش يا كشورش چه چيزي از اين نزاع به دست خواهد آورد.
![]() |
اين اطلاعات از مداركي به دست آمده است كه به تازگي در مورد تصميم براي جنگ عراق منتشر شده است و از معاون سياسي وزير دفاع وقت، داگلاس فيث نقل شده است.
در اين گزارش فيث به اين نكته اشاره ميكند كه اين هدف خشونتآميز تغيير نقشه خاورميانه توسط قواي نظامي و تهديد حمله به خصوص توسط رهبران ارشد نظامي وقت آمريكا مورد حمايت قرار گرفت.
كتاب فيث به نام «جنگ و تصميم» كه ماه گذشته منتشر شد، حاوي گزيدههايي از نامه رامسفلد، يكي از اصليترين نئوكانهاي دولت وقت ايالات متحده است كه در تاريخ 30 سپتامبر 2001 به جورج دبليو بوش فرستاده شد و در آن از وي خواسته شد بر نابودي شبكه القاعده اسامه بن لادن تمركز نشود، بلكه بر هدف پايهگذاري «نظامهاي جديد» در يك سري از كشورها تمركز شود و اين كار از طريق «كمكرساني به مردم داخل اين كشورها براي خلاص كردن خود از آنچه تروريستها و رهايي از دست نظامهاي حامي تروريسم» خوانده ميشد، انجام گيرد.
فيث در استناد به آن مدارك، نام حكومتهايي را كه بنا بود مورد هدف قرار گيرند به جز افغانستان ذكر نكرده و تنها به ذكر عبارت «برخي از ديگر حكومتها» در گيومه اكتفا كرده است. در بخش ديگري از صفحات اين مدارك، پنتاگون حكومتهاي طالبان و صدام حسين به عنوان «حكومتهاي رسمي» خوانده شدهاند كه عليه آنها «برنامه و عمليات» به اجرا درخواهد آمد؛ اما به «دلايل امنيتي» نام چهار حكومت ديگر حذف شده است.
![]() |
او در نوشتههاي پيش از انتخابش مدعي شد كه اصلاحات اقتصادي در همه ابعاد بايد بهطور همزمان صورت پذيرد و نه قدمبهقدم. بهعلاوه او گفته بود كه بخش اعظم اصلاحات اقتصادي نيز بايد در سال اول رياست جمهورياش تحقق يابد بهطوريكه منافع اين اصلاحات پيش ازآنكه او دوباره با آراي مردم در انتخابات مواجه شود بايد براي رايدهندگان بهحقيقت بدل شود.
اگر ساركوزي حتي با استانداردهاي خودش مورد قضاوت قرار گيرد، اولين سال خود را بسيار مايوس كننده سپري كرد. او پس از موفقيت در انتخابات رياستجمهوري و كسب اكثريت آرا در پارلمان، زندگي در اليزه را با سروصداي بسيار آغاز كرد. اما پس از چند مبارزه نمادين همه آن سروصداها خاموش شد. شعارهاي اصلاحات او تمركز خود را از دست داد و وجههاي كه براي خود بهدست آورده بود بهضعف تبديل شد. وقتگذراني (و سپس ازدواج) او با كارلا بروني براي او يك شكست بود و محبوبيت خود را بهواسطه آن از دست داد.
داستان يكسال گذشته ساركوزي درخارج بهتر از آنچه در داخل فرانسه بهنظر ميرسد، تلقي شده است. قراربود ساركوزي نقش فرانسه را در اروپا بهعنوان يك مهره مركزي حفظ كند و روابط آسيب ديده كشورش را با آمريكا بهبود بخشد. اگرچه روابط او با صدراعظم آلمان، آنگلامركل، چندان بيرنجش نبود، اما نقشي حياتي در كمك به وي براي سروسامان دادن به قانون اساسي مرده اتحاديه اروپا ايفا كرد، كه البته اين كار در قالب پيمان جديد ليسبون صورت گرفت. او برنامههاي بزرگي براي سهم ششماهه فرانسه در رياست اتحاديه اروپا دارد.
.
چين چهرهاي هولناك به خود گرفته است. منظره هزاران نفر از مردم چين كه مشتهاي خود را براي نشان دادن تنفر از خارجيان تكان ميدهند، نشاندهنده آن است كه كشوري كه در راه تبديل به يك ابرقدرت است ميتواند به قدرتي خطرناكتر از آنچه خوشبينان فكر ميكنند، بدل شود. اما اين تنها خارجيها نيستند كه بايد از چنين صحنههايي بهراسند. دولت چين كه خود مشوق بروز چنين مليگرايي بوده است، نيز بايد بترسد.
به مدت سه دهه دولت چين كه از كمونيسم تنها نام يك حزب را نگهداشته بود، از طريق پيشرفت اقتصادي قدرت تكقطبي خود را حفظ كرد. بسياري از چينيها از سعادت و بهروزي كه پدرانشان به خواب هم نميديدند بهرهمند شدند. البته آنها ديگر رياضتكشيهاي دوران كودكي والدينشان را به ياد ندارند. آنها آرزوهاي تازهاي در سر دارند.
راهحل دولت اين است كه به آنها قول دهد چين جايگاه حقيقي خود را در مركز امور جهان حفظ خواهد كرد. بنابراين در طول عبور مشعل المپيك از كشورهاي جهان غرور برنده شدن بازيهاي المپيك و مقابله با اعتصابات در چين مشهود بود، اما مليگرايي چون شمشيري دو لبه است: در عين حال كه راه فراري مفيد براي نارضايتيهاي داخلي است، به راحتي ميتواند انگشت اشاره را به سوي خود دولت برگرداند.
در پي هراس از افزايش قيمت برنج و نگراني از اينكه آيا فيليپين، بزرگترين واردكننده برنج جهان قادر خواهد بود به قدر كافي محصول عرضه كند، نتايج آخرين سرشماري نوك پيكان تقصيرات را به سوي مقصري هميشگي چرخاند: ازدياد جمعيت.
وقتي سرشماري اواخر ماه اوت انجام شد، ارقام به دست آمده نشان داد كه جمعيت فيليپين حدود 89ميليون نفر است، در حالي كه در سال 2000 اين رقم 77ميليون نفر بود.
![]() |
اين يعني از سال 2000 به بعد نرخ رشد سالانه جمعيت فيليپين بيش از 2درصد بوده است. اين نرخ رشد كمتر از نرخ رشد سالانه 3/2درصد در دهه 90ميلادي و نرخ رشد 3درصد در دهه 60ميلادي بوده است. اما هنوز سريعتر از حد انتظار است. برخي از تحليلگران معتقدند كه اين سرشماري ارقام را كمتر از واقعيت نشان داده است، به خصوص ارقام مربوط به فيليپينيهاي فقيرتر را. آنها معتقدند جمعيت فيليپين اكنون بايد بالغ بر 93ميليون نفر باشد.
بنابراين اين كشور در هر ساعت 200دهان كوچك ديگر منتظر غذا دارد. و تعداد فزايندهاي از آنها در فقر شديد به دنيا ميآيند. آمار و ارقام دولتي حاكي از آن است كه تعداد افرادي كه زندگي خود را با كمتر از يك دلار در روز ميگذرانند، از سال 2003 تاكنون 16درصد افزايش يافته است و به 28ميليون نفر رسيده است. جمعيت بيشتر به معناي خانههاي بيشتر و درنتيجه زمينهاي كمتر براي كشاورزي است.
دولت فيليپين در ماه جاري ممنوعيتي موقت را در مورد ساختوساز روي زمينهاي كشاورزي به تصويب رساند. اين اقدام در راستاي دستيابي به خودكفايي در توليد برنج بود.
برخي مقامات ارشد رييسجمهوري اين كشور، گلوريا ماگاپاگال آرويو را تحت فشار گذاشتهاند تا با توسعه دولتي روشهاي جلوگيري از باروري و ساير كمكهاي تنظيم خانواده موافقت كند.
اما خانم آرويو يك كاتوليك معتقد است و تحت تاثير اسقفهاي تاثيرگذار. او از حمايت آنها برخوردار است تا در برابر چنين قانوني مقاومت كند، چون پيش از اين پروژههاي قضايي زيادي در اين رابطه تشكيل شده است.
ساليان سال فقراي فيليپين به داروهاي جلوگيري از بارداري كه توسط سازمان كمكهاي آمريكا، يواسايد، تامين ميشد، وابسته بود. اما اكنون برنامه اين سازمان خاتمه يافته است و دولت فيليپين هم نظارت نه چندان سختي را بر اين موضوع دارد. به رغم ممنوعيت و محكوميت 6 سال حبس در زندان، هر ساله 500000فيليپيني اقدام به سقط جنين ميكنند.
![]() |
بيم و اميد كشورهاي حوزه خليج فارس بستگي به قيمت «نفت سبك عرب» يا «تركيب نفتي عمان» دارد. پنج سال پيش اگر چه قيمت نفت نسبت به دهه 90 كه در آن رقم پايين 9 دلار را به خود اختصاص داده بود، افزايش يافت، اما در سطح بشكهاي 26 دلار ثابت مانده بود.
بسياري از دولتهاي حوزه خليجفارس، مقروض و متزلزل بودند. عربستان سعودي با شورش القاعده مواجه بود. مهاجران، يعني همان افرادي كه به يك زندگي امن، اگرچه دورافتاده عادت كرده بودند، سعي ميكردند به مخازن بزرگي كه در خارج از مجتمعهاي مسكونيشان مستقر بود فكر نكنند. اكنون همان مخازن نفت بشكهاي بيش از صد دلار قيمت دارند واطمينان به آن سرزمين بازگشته است. شورش در عربستان سعودي سركوب شده است و حوزه خليج فارس بار ديگر بيش از آنكه دليلي براي نگراني باشد، مايه غبطه است.
آيا با اين همه پول نقد تنها كالا ميتوان خريد؟ خير. در دهه 70 ميلادي پول كشورهاي حوزه خليجفارس براي آمريكاي لاتين يك فاجعه بود، چون اين پول كه از طريق بانكهاي غربي بازيافت ميشد، منجر به بحران بدهيها شد كه يك دهه به طول انجاميد. خود كشورهاي حوزه خليج فارس هم از ركود تحميل شده بر غرب ضرر ديدند، چون منجر به ركودي بيست ساله در قيمتهاي نفت شد. آنها چيزهاي پرهزينه و بيفايدهاي چون فرودگاه شاهخالد در رياض ساختند. تنها يكي از ترمينالهاي اين فرودگاه از سال تاسيس آن يعني 1983 تاكنون راهاندازي شده و فرسوده باقي مانده است. آنها دست اقليت معدودي را كه اغلب آنها دلالان تسليحات بودند، باز گذاشتند تا درآمدهاي عظيم به جيب بزنند. آنها به نام تنوعبخشي به اقتصادشان، آن را از شكل انداختند، به عنوان مثال گندم را در بيابانهايشان كاشتند.
پی نوشت: نوش جانشان! میتوانستند کفایت استفاده درست از موهبتی که خدا نصیبشان کرده است را نداشته باشند! حتی بعضی از آدمها هم به دلیل بی کفایتی صبر خدا را هم به سر می آورند و فرصتهای استثنایی زندگیشان را از دست می دهند، هر که را لیاقتی است!
![]() |
اتهامات عليه ليكانهي، رييس 66ساله سامسونگ نسبت به ساير اتهامات از اين دست چندان سنگين نيست. سال گذشته لي به طور علني توسط كيميولچول، بازرس ارشد سابق اين شركت متهم شد كه ماموران دولتي را در زمينه بودجهاي 200ميليون دلاري فريب داده است. لي آن را تكذيب كرد. بازرس ويژهاي توسط كنگره ملي كرهجنوبي مامور بررسي ادعاهاي مطرح شده شد.
روز پنجشنبه، پس از شش ماه بررسي، لي متهم به فرار مالياتي و سوءاستفاده از اعتماد شد. بازرس چوجون وونگ اعلام كرد كه شركت سامسونگ بودجهاي 5/4ميليارد دلاري را به طور مخفي در اختيار داشته است، اما اتهام اختلاس ثابت نشد. در نهايت لي متهم به فرار مالياتي بالغ بر 113ميليارد وون (حدود 114ميليون دلار) و فروش غيرقانوني اموال با تخفيف براي انتقال كنترل شركت به پسر خود شد.
به علاوه او و نه مدير ديگر شركت با اتهاماتي روبهرو هستند كه هنوز منتفي نشده است. سهام شركتهاي اين گروه كه به عرضه عمومي رسيدهاند و از شركتهاي ساختماني و كشتيسازي گرفته تا تجهيزات اپتيكي و الكترونيكي را شامل ميشوند، چندان دادوستد نميشوند و همين نشاندهنده اين موضوع است كه تعداد كمي از آنها انتظار و اتهاماتي اينچنين را داشتهاند.
اتهامات معتدل و واكنشهاي ملايم از سوي بازرسان به وضوح نشاندهنده تزلزل كره جنوبي در قبال اشتباهات و تخلفات شركتهاست. غولهاي صنعتي اين كشور كه اغلب خانوادگي اداره ميشوند، مسوول رشد و شكوفايي كشور طي دو دهه اخير بودهاند. اما امروز قدرت عظيم آنان زير سوال رفته است و قانونشكنيهاي آنها مورد انتقاد قرار ميگيرد. چون اين كشور تلاش دارد به معيارهاي جهاني پاسخگويي، شفافيت و حاكميت شركتها نزديكتر شود. البته در چنين زماني كره جنوبي همچنان از پاسخگويي كامل گروههاي صنعتياش در برابر بازرسان امتناع ميورزد؛ مبادا كه به رشد اقتصادياش لطمه وارد شود.
پی نوشت: و فراری از این دست... فرار انواعی دارد : فرار مالیاتی . فرار از واقعیت . فرار از سر بچگی . فرار از سر شرمندگی . فرار از سر بزدلی...
![]() |
چنين بحراني تبعاتي ناگهاني و محلي داشت و درنهايت فشار آن بر كساني تحميل ميشد كه پيش از آن هم در حاشيه بودهاند.
اما تصاوير امروز متفاوت است. ژوزت شيران از سازمان برنامه غذاي جهان كه يكي از آژانسهاي سازمان ملل است، ميگويد: اين يك سونامي خاموش است؛ موجي از تورم قيمتهاي مواد غذايي از سرتاسر جهان ميگذرد و در مسير خود شورشها و دولتهاي نابود شده را برجاي ميگذارد. اين بار براي اولين دفعه ظرف 30 سال گذشته تظاهرات مربوط به مواد غذايي در بسياري از نقاط جهان به طور همزمان مشاهده ميشود. بنگلادش در آشوب است، حتي چين نيز مضطرب به نظر ميرسد. ساير نقاط جهان اظهارنظر اقتصاددان هندي -آمارتياسن- را به بوته آزمايش ميگذارند كه قحطي در كشورهاي داراي دموكراسي بهوقوع نخواهد پيوست. قحطي، گرسنگي توده مردم تعريف شده است. معيارهاي بحران امروز تهيدستي و سوءتغذيه هستند.
اقشار متوسط كشورهاي فقير در حال كنارهگيري از مراقبتهاي بهداشتي و حذف گوشت از غذاهاي مصرفيشان هستند تا بتوانند با اين روش سه وعده غذاي روزانه خود را حفظ كنند. فقرايي كه در وضعيت متوسطي از فقر قرار دارند، يعني آنهايي كه روزي
2 دلار درآمد دارند، كودكانشان را از مدرسهها ميگيرند و از ميزان مصرف سبزيجاتشان هم كم ميكنند تا استطاعت خريد برنج را داشته باشند. آنهايي كه با يك دلار در روز زندگي ميكنند، گوشت، سبزيجات و
يك يا دو وعده غذاي خود را حذف ميكنند تا استطاعت خريد يك كاسه برنج را داشته باشند. فقرايي كه در فقر شديد به سر ميبرند، يعني آنهايي كه با 50 سنت در روز زندگي ميگذرانند، با فاجعه روبهرو هستند. حدود يك ميليارد نفر در جهان با روزانه تنها
يك دلار زندگي ميكنند. اگر با كمي اغماض فرض كنيم كه هزينه غذاي آنها 20 درصد افزايش يابد (در برخي نواحي اين افزايش به مراتب بيشتر است)، صد ميليون نفر ديگر به اين قشر ملحق ميشوند؛ يعني به فقر مطلق كشانده ميشوند.
![]() |
شاهزاده الوليدبن طلال السعود
شاهزاده الوليد بن طلال كه هماكنون ثروتي معادل 21ميليارد دلار را براي خود رقم زده است، ابتدا در سال 1988 با خريد بخشي از سهام بانك تجاري اتحاديه عرب به مبلغ 10ميليون دلار ثروت خود را به ثبت رساند، اما در سال 1991 به يك سرمايهگذار در اندازههاي جهاني تبديل شد و آن زماني بود كه با سرمايهگذاري 797ميليون دلاري در بانك سيتيگروپ به بزرگترين سهامدار اين بانك تبديل شد.
الوليد ارتباطات نزديكي با افراد و سازمانهاي سعودي دارد (البته نه لزوما با پدر مشهور خودش). از شاهزاده سلطانبن عبدالعزيز گرفته و حدود 30درصد از سهام آن را دارد، از جمله اين افرادند. گفته ميشود كه پس او شاهزاده خالد و دختر تازه ازدواج كردهاش، ريم نيز سهام كمي در آن دارند. الوليد دائما در سفر است. او در ماه مارس به تركمنستان و تاجيكستان سفر كرد و به تازگي خبر داد كه هواپيماي شخصياش به نام «قصر پرواز» را افتتاح ميكند. اين هواپيما يك ايرباس اي 380 است كه به تازگي خريداري كرده است.
او سرمايهگذاريهاي متعددي نيز در سطح جهان كرده است. پدر وي، شاهزاده طلال بن عبدالعزيز رهبري حركت «شاهزادههاي آزاد» را در اوايل دهه 60ميلادي برعهده داشت و در نزاع بر سر قدرت خانواده آل سعود مدت كوتاهي را در قاهره در تبعيد سپري كرد. سپتامبر گذشته طلال با اعلام اينكه قصد تشكيل يك حزب جديد سياسي را دارد، سرفصل خبرها را به خود اختصاص داد.
![]() |
اكنون به نظر ميرسد سياستمداران امريكا حتي در شرايطي كه بحران مالي اين كشور ادامه دارد، خود را براي حمايت از صنايع داخلي آماده ميكنند. باراك اوباما و هيلاري كلينتون با يكديگر بر سر مخالفت با موافقتنامه تجارت آزاد آمريكاي شمالي(نفتا) رقابت ميكنند.
سال گذشته اتحاديه اروپا قانون «رقابت آزاد و غيراعوجاج» را از معاهده ليسبون حذف كرد.
اما مطالعهاي كه توسط دو اقتصاددان متخصص در زمينه تجارت به نامهاي كيناندرسن از دانشگاه آدلايد و آلن وينترز از دانشگاه ساسكس انجام شد، به بررسي ضربههاي ناشي از حمايت از صنايع داخلي كه اكنون وجود دارد، پرداخته است.
در اين مطالعه دستاوردهاي بالقوهاي كه كنار گذاشتن حمايت از صنايع داخلي ميتواند به بار بياورد محاسبه شده و جالبتر آنكه سودهاي احتمالي در صورت رواج بيشتر مهاجرتها نيز برآورد شده است.
اين نويسندگان در مطالعه خود چنين نوشتهاند: اگر به موانع تجارت كالاها و يارانههاي كشاورزي دقت كنيد، متوجه خواهيد شد كه هزينه تجارتهاي اعوجاج و بدشكل س