رشد اقتصادي جهان كمتر از هر زمان ديگري به هزينههاي آمريكا وابسته شده است
در سالهاي اخير، اين لوكوموتيو اقتصاد آمريكا بود كه اقتصاد ساير نقاط جهان را به دنبال خود ميكشيد و شركتها و خانوارهاي ديگر كشورها صرفهجويي را به هزينه كردن ترجيح ميدادند.
![]() |
به همين دليل اذهان عمومي هم به اين مساله عادت كرده بود. بنابراين كوچكترين علامتي كه نشاندهنده از ميان رفتن رونق اقتصاد آمريكا بود باعث ايجاد نگراني در سطح جهان ميشد. در گذشته وقتي اقتصاد آمريكا دچار ضعف ميشد، بقيه نقاط جهان هم تحت تاثير آن قرار ميگرفتند.
اما اين بار، حداقل تاكنون وضعيت متفاوت بوده است.
اين بار اقتصاد ساير نقاط جهان همانقدر سرعت گرفته است كه موتور اقتصاد آمريكا سرعت خود را از دست داده است. آمار و ارقام بسيار تعجبآور است. نرخ سالانه رشد تقاضاي داخلي واقعي آمريكا از 4/4درصد در سال 2004 به تنها 9/1درصد در شش ماه دوم سال گذشته رسيد.
علت اصلي اين امر وضعيت بازار مسكن بود. اگرچه هزينه مصرفكنندگان در اين بخش بيش از انتظار بود، اما ميزان ساختوساز مسكن كاهش يافت. اما در ساير نقاط جهان چطور؟ در مقايسه با آمريكا، بسياري از ساير اقتصادها جهشي قابلتوجه را نشان دادند.
توليد ناخالص داخلي ژاپن با نرخ سالانه 8/4درصد، در فصل چهارم سال گذشته رشد يافت كه آن را مرهون تقاضاي داخلي قوي خود بود. ارقام مربوط به توليد ناخالص داخلي ژاپن در شرايطي جهش يافتهاند كه در فصل سوم بسيار ضعيف بودهاند.
با وجود اين در مجموع وضعيت اقتصادي اين كشور از انتظارات بسيار بهتر بود و به بانك مركزي ژاپن اين اجازه را داد كه سرانجام نرخ بهره را تا يك فصل ديگر هم افزايش دهد. رشد اقتصادي سالانه 6/3درصدي حوزه يورو هم همين اندازه شگفتآور بود.
سرانه توليد ناخالص داخلي حوزه يورو رشد بيشتري نسبت به آمريكا دارد. تقاضاي داخلي هم در اقتصادهاي نوظهور آسيايي، خاورميانه و روسيه رشدي ناگهاني را شاهد بوده است.
همه اين اوضاع به آمريكا كمك ميكند كه كالاهاي بيشتري را در خارج از مرزهايش به فروش رساند.
در سال منتهي به فصل چهارم، ارزش صادرات كالاهاي اين كشور تا 15درصد افزايش يافت كه اين سريعترين رشد از سال 1988 تاكنون بوده است. در مقايسه، رشد واردات اين كشور به تنها 4درصد رسيد. در مجموع در سال 2006 فروش كالاهاي آمريكايي به چين تا يك سوم افزايش يافت يعني حدود دو برابر سرعت واردات از چين را داشت.
سال گذشته اولين بار از سال 1997 بود كه در آن صادرات آمريكا سريعتر از واردات آن رشد كرد. اگرچه كسري تجاري آمريكا هنوز بسيار زياد است، اما از اواخر سال گذشته كاهش آن آغاز شده است. كسري تجاري آمريكا طي سه ماه منتهي به دسامبر گذشته به 3/5درصد از توليد ناخالص داخلي اين كشور رسيد. در حالي كه در مدت مشابه سال 2005 اين رقم 1/6درصد بود. بنابراين تا فصل چهارم سال گذشته تجارت خالص با خارجيان به جاي آنكه رشد توليد ناخالص داخلي آمريكا را كم كند، بر آن افزوده است.
اين عقيده كه اقتصاد جهان در چرخدستي سوپر ماركتهاي آمريكايي كشيده ميشد هميشه يك بزرگنمايي بود، چون 500ميليارد دلار افزايش كسري حساب جاري آمريكا طي پنج سال گذشته اگر چه بسيار زياد به نظر ميآيد اما معادل رشد سالانه تنها 2/0درصد از توليد ناخالص داخلي جهان است. تفاوت كنوني اين است كه ساير كشورهاي جهان بخش اعظم كشيدن اين بار را بر عهده دارند. البته كشورهايي چون ژاپن، آلمان و چين هنوز مازاد تجاري زيادي دارند و اين به معناي آن است كه آنها بيش از آنكه بخرند، توليد ميكنند. اما اين يك تغيير در مازاد تجاري يك كشور است و نه اندازههاي دقيق آن. البته اين تغيير بر رشد اقتصادي اين كشور هم ميافزايد. به عنوان مثال مازاد حساب جاري چين سال گذشته ركورد 8درصد توليد ناخالص داخلي اين كشور را رقم زد.
اما براساس گزارش گلدمن ساكز، افزايش صادرات خالص چين سهمي 2/2درصدي در رشد 11درصدي توليد ناخالص داخلي سال گذشته آن داشت كه اين سهم نسبت به سال 2005 كه 7/2درصد بود كاهش نشان داد.
بانك سرمايهگذاري چين معتقد است كه اين سهم در سالجاري به 6/1درصد خواهد رسيد. بخش اعظم رشد اقتصادي چين ناشي از صادرات اين كشور نيست بلكه ناشي از تقاضاي داخلي آن است و مصرف آن بيشتر از آن چيزي است كه آمار رسمي نشان ميدهد. اما اين اول راه است. توان واقعي اقتصاد ساير كشورهاي جهان سال آينده نمايانگر ميشود چون تاثيرات منفي كاهش قيمت مسكن بر سرمايه در هزينه مصرفكنندگان آمريكا منعكس ميشود. اما يك نقطه قوت تاكنون در اين ميان وجود داشته است و آن اين است كه اقتصاد جهان ميتواند بدون خريداران آمريكايي هم با مشكلات مقابله كند.