تبليغاتX
به روایت من - تحليل اكونوميست از انتخابات پيش‌رو در دومين كشور بزرگ حوزه يورو: شانس فرانسه
                                                                                                                                            پس از يك ربع قرن انتظار، سرانجام نيكولا ساركوزي بهترين اميد را براي اصلاحات به ارمغان آورده است.
هيچ انتخابات رياست جمهوري در فرانسه طي 50 سال گذشته به اندازه انتخابات امسال فرانسه كه دور اولش 22 آوريل برگزار مي‌شود، غير قابل پيش‌بيني نبوده است. البته تاكنون همه نظرسنجي‌ها حاكي از آن بوده است كه نيكولا ساركوزي، نامزد حزب حاكم كه حزب اتحاد ميهني راست ميانه نام دارد، پيشرو است. اما اين احتمال وجود دارد كه حمايت از او بيش از حد جلوه داده مي‌شود درست همانطور كه حمايت از ژان ماري لوپن نامزد راست افراطي اين انتخابات ممكن است كمتر از واقعيت نشان داده شود. افزايش آمار حمايت از فرانسوا بايروي ميانه رو كه حدود يك‌درصد از سگولن رويال سوسياليست پيشي گرفته است، بر ابهامات اين انتخابات افزوده است و در شرايطي كه تنها يك هفته تا دور اول انتخابات باقي مانده است، از هر پنج راي دهنده دو نفر هنوز تصميمي در مورد راي خود نگرفته‌اند.
اين انتخابات از اهميت بسزايي برخوردار است. فرانسه دومين عضو بزرگ ناحيه يورو و خانه ده شركت از پنجاه شركت بزرگ اروپا است. اما اين كشور در مشكلات عميقي فرو رفته است. اين كشور كندترين رشد اقتصادي را در ميان اقتصادهاي بزرگ اروپايي دارد. يعني وضعيتي كه نيمي از توليد ناخالص داخلي در آن بلعيده شده، طي ده سال اخير بدهي دولت به سريع‌ترين رشد در سطح اروپاي غربي صعود كرده است و مهمتر از همه، نرخ بيكاري به بالاترين حد صعود كرده است. طي 25 سال اخير سرانه توليد ناخالص داخلي فرانسه از هفتمين رتبه در جهان به هفدهمين رتبه جهاني تنزل يافته است.
وضعيت بد حومه شهرها كه منزلگاه بسياري از جوانان بيكار از اقليت‌هاي قومي است، در سال 2005 به آشوب‌هاي منطقه‌اي انجاميد و از خود مشكل جديدي بر جاي گذاشت كه به تازگي در يك ايستگاه قطار در شهر پاريس دوباره شعله گرفت.
ياس و سرخوردگي راي دهندگان فرانسوي نه تنها در نظرسنجي‌هاي انتخاباتي جلوه‌گر شده است، بلكه در رد قانون اساسي اتحاديه اروپا در سال 2005 نيز مشهود بود. گفته مي‌شود آنها بار ديگر دولتي چون دولت كنوني را براي ربع قرن آينده انتخاب نخواهند كرد.
عاجل‌ترين درمان براي اين وضع بيمار فرانسه آن است كه اقتصاد اين كشور سريع‌تر رشد كند كه آن هم نيازمند آزادسازي شديد بازار كار و محصولات، رقابت بيشتر و حمايت كمتر، ماليات كمتر و كاهش هزينه‌هاي دولتي در كنار تحول خدمات عمومي متزلزل اين كشور است.
هيچيك از اين نيازها طي 26سال اخير و در دوران رياست‌جمهوري فرانسوا ميتران از جناح چپ و ژاك شيراك از جناح راست به طور جدي مورد توجه قرار نگرفتند. اما اين دوران زماني بود كه ساير كشورهاي اروپايي، از جمله انگليس، اسپانيا، هلند و ايرلند خود را براي شرايط بهتر مهيا كردند و همچنان در حال احياي الگوهاي اجتماعي و نظام‌هاي رفاهي خود هستند. همين موضوع است كه براي رييس جمهوري بعدي فرانسه بزرگ‌ترين چالش پيش رو محسوب مي‌شود.
بدترين، بدتر، بد
نامزدهاي رياست جمهوري فرانسه چه وضعيتي دارند؟ تنها سه نفر از 12نامزد از پيشتازان جدي انتخابات هستند. نفر چهارم كه احتمال دارد به جمع سه نفر پيشتاز بپيوندد، آقاي لوپن است. او رهبر قديمي حزب نژاد‌پرست جبهه ملي است كه فرانسه را به خاطر كنار زدن نامزد سوسياليست در برابر ژاك شيراك در انتخابات رياست جمهوري 2002 مورد سرزنش قرار داده است.
ارقام مربوط به نظرسنجي‌ها نشان مي‌دهد كه آراي طرفداران لوپن امروز بهتر از مرحله مشابه در انتخابات آن زمان است. براي فرانسه و تصويري كه از اين كشور به نمايش گذاشته مي‌شود حياتي است كه لوپن اين بار از دور دوم انتخابات محروم بماند.
خانم رويال در دور دوم انتخابات يك سرمايه محسوب مي‌شود كه اين انتخابات را به ميداني رضايتبخش براي تقابل جناح‌هاي راست و چپ بدل مي‌كند. البته او جاذبه‌هاي ديگري هم در اين انتخابات دارد: او اولين زني است كه يك مدعي جدي براي رياست جمهوري اين كشور محسوب مي‌شود. او كسي است كه تابوهاي سوسياليست‌ها را با ستايش از توني بلر انگليسي و انتقاد از دولت فرانسه براي تحميل حداكثر 35 ساعت كار در هفته شكست. البته متاسفانه سياست‌هاي او حتي با استانداردهاي مدرن هم متناقض به نظر مي‌رسد. او در اقتصاد پشت همه معيارهاي جناح چپ محكم ايستاده است و از آنها حمايت مي‌كند از جمله اين موارد مي‌توان به دخالت دولت، حمايت افراطي از نيروي كار و ماليات زياد اشاره كرد.
در كنار خانم رويال ميانه‌گرايي چون بايرو قرار دارد. پيشنهادات او براي كاهش بدهي‌هاي دولت معقول‌تر از پيشنهادات خانم رويال و حتي آقاي ساركوزي به نظر مي‌رسد. اما او نتوانسته است تبليغي براي بازار آزاد ارائه دهد. او به طرز ناراحت‌كننده‌اي به يارانه‌هاي بخش كشاورزي و مداخله دولت معتقد است. به علاوه هيچ معلوم نيست كه او چگونه مي‌خواهد دولت تشكيل دهد چون حزب ميانه‌گراي او بسيار كوچك است و تلاش ناموفق او براي جذب رهبراني از دو جناح چپ و راست كه طرز فكرهايي نزديك به هم دارند باعث شده است حزب او از كمترين حد انسجام برخوردار باشد.
كدام شانس بيشتري دارند؟
به راستي چه عاملي است كه باعث مي‌شود ساركوزي در شرايط بهتري قرار داشته باشد. به‌رغم سايرين و با وجود آنكه او مدتي طولاني به عنوان وزير دولت شيراك خدمت كرده است، او هيچ مقاومتي در برابر پذيرش اين واقعيت كه فرانسه نياز به تغييرات شديد دارد، از خود نشان نداده است. پدر او يكي از اشراف مجارستان بود كه به فرانسه مهاجرت كرد.
او به وضوح آمريكا را مورد تحسين قرار مي‌دهد و درباره رنسانس اقتصادي بريتانيا با احترام و تقدير سخن مي‌گويد. ساركوزي در برنامه‌هاي اوليه خود مسائلي چون آزادسازي بازار، معافيت مالياتي شركت‌ها و درآمدها و تعديل حقوق بازنشستگي بخش‌هاي دولتي را مطرح ساخته است.
اما دو ترديد در مورد ساركوزي وجود دارد. براساس آنچه او در دوران خدمتش به عنوان وزير اقتصاد نشان داد، بيشتر سياست‌هاي اقتصادي او همانند سياست‌هاي اقتصادي سنتي فرانسه بوده است يعني اعمال يك سياست قوي صنعتي، حمايت از صنايع داخلي و حتي مداخله در قيمت‌هاي سوپرماركت‌ها. به تازگي او براي پاسخ به سرزنش‌هاي فراواني در زمينه مشكلات خود ساخته فرانسه به بانك مركزي اروپا احضار شد.
بعيد به نظر مي‌رسد چنين پوپوليسم اقتصادي در انتخاباتي كه مدت‌ها است وعده‌هايي براي متحول‌كردن بازار مي‌دهد، به پيروزي رسد. اما دومين نكته‌اي كه از جذابيت‌هاي ساركوزي در اين انتخابات مي‌كاهد نوعي بومي‌گرايي است كه در نظرياتش راجع به مهاجران و هويت ملي منعكس شده بود. حاميان او مي‌گويند او بايد بتواند راي‌دهندگان لوپن را كاهش دهد. اما او اين روزها در ميان مهاجران از محبوبيت بسيار كمي برخوردار است و به‌رغم لوپن هنگام تبليغات انتخاباتي‌اش كمترين جاي پايي را براي خود در ميان جمع آنها بر جاي گذاشته است.
وقتي او وزير كشور بود علاقه‌ زيادي براي بررسي راه‌هاي بهبود زندگي مسلمانان فرانسه از خود نشان مي‌داد اما به عنوان يك نامزد رياست جمهوري از هر گونه صحبتي در اين باره تاكنون خودداري كرده است.
شايد همين مساله توضيحي كافي براي سياست خارجي ساركوزي باشد چون او در برابر پيوستن تركيه به اتحاديه اروپا مخالفتي شديد از خود نشان داده است.
اما در برابر ساركوزي خانم رويال با شجاعت از عضويت تركيه در اين اتحاديه حمايت كرده است.
ولي به نظر نمي‌رسد اين مساله براي حداقل يك دهه به محك آزمايش گذاشته شود و در مورد ساير مسائل اتحاديه اروپا مانند آينده قانون اساسي آن ساركوزي رويكردي حساس‌تر و قاطعانه‌تر از رقباي اصلي خود اختيار كرده است.
علاوه بر همه اينها در ميان اين نامزدها احتمال دارد او از همه بيشتر روابط نه چندان خوب فرانسه با آمريكا را بهبود بخشد.
براساس آنچه در طول خدمت او و فعاليت‌هاي انتخاباتي‌اش مشاهده شد ساركوزي كمتر يك آزاديخواه معتقد است و بيشتر يك عملگراي تندخو به نظر مي‌رسد.
با وجود همه اينها در‌حال‌حاضر او تنها نامزدي است كه به اندازه كافي «گسيختگي» خود را با عملكرد گذشته‌اش نشان داده است و اين همان چيزي است كه فرانسه پس از سال‌‌هاي متمادي به آن نيازمند است.
گفته مي‌شود كه فرانسه از زماني به زمان ديگر توسط انقلاب به پيشرفت مي‌رسد اما هرگز براي اصلاحات برنامه‌ريزي نمي‌كند.
حداقل ساركوزي اين شانس را دارد كه ثابت كند اين گفته صحت ندارد.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 17:31 توسط شادی آذری |