![]() |
اين اولين بار بود كه كمتر از يكميليارد نفر در چنين شرايط وخيمي به سر بردند. تعريف بانك جهاني از فقر شديد ساده است. در آخرين شماره نشريه چشمانداز اقتصادي (Economic Perpectives) آبيجيت با نرجي و استردوفلو از موسسه تكنولوژي ماساچوست، فقر شديد را «ضربه مهلك نهايي» معني كردهاند. اما آيا فقر شديد در مجموع قراردادي است؟ و فقرا چگونه با چنين درآمد ناچيزي به حيات خود ادامه ميدهند؟ وقتي بانك جهاني براي اولين بار در سال 1990تصميم به شمارش تعداد فقراي جهان در گزارش توسعه گرفت، براي خود وظيفهاي در مورد ارائه تعريف جديدي از آنها قائل نشد. درعوض گروهي از اقتصاددانان به رهبري مارتين را واليون خط فقر 33كشور را كه در مورد آنها از پيش اطلاعاتي موجود بود تعيين كردند. به عنوان مثال خط فقر در هندوستان كساني را جزو فقرا ميآورد كه كمتر از 2250كالري در روز غذا مصرف ميكردند. براي مصرف اين مقدار كالري در روز در مناطق روستايي هندوستان لازم بود هر هندي با توجه به قيمتها در سالهاي 1960 تا 61 در ماه 15روپيه هزينه كند. آقاي راواليون و تيم او روپيه و پزو را به يك واحد قدرت خريد مشترك تبديل كردند. كسي كه در سال 1960 در مناطق روستايي هندوستان 15روپيه هزينه ميكرد، همان قدرت خريد كالا و خدماتي را داشت كه يك آمريكايي در سال 1985 هر ماه 14/23دلار هزينه ميكرد. اما معيار هندوستان به طرز غيرعادي مرتاضانه و با صرفهجويي) همراه بود. خط فقر در شش كشور ديگر (اندونزي، بنگلادش، نپال، كنيا، تانزانيا و مراكش) تنها چند سنت كمتر از 31دلار در ماه بود.
با چنين بررسيهايي بود كه مفهوم درآمد روزانه به دلار براي اولين بار مطرح شد و در اطلاعيهها و بيانيههاي پي در پي بيش از هرز مان ديگري به چشم خورد. به عنوان مثال به نصف رساندن تعداد كساني كه با كمتر از يك دلار در روز زندگي ميكنند درصدر اهداف توسعه هزاره قرار گرفته است كه 189كشور در سپتامبر سال 2000 در آن مشاركت جستند. (آقاي راواليون اين آستانه خط فقر را با توجه به قيمتهاي سال 1993 به 08/1دلار تغيير داد كه با توجه به ارزش پول كنوني حدود 53/1دلار برآورد ميشود).
سيگار و الكل:
اما براي مردمي كه زير خط فقر هستند،اين خط فقر چه معنايي دارد؟ آقاي با نرجي و خانم دوفلو «زندگي اقتصادي» فقرا را با انجام 13سرشماري از خانوارها تشريح كردند دو سرشماري هم از هندوستان توسط خودهنديها در نواحي مزارع اودايپور و حيدرآباد انجام شد.اما ويكرام ست اقتصادداني كه پيش از آن يك شاعر بود، «غارت غمانگيز اسرار خصوصي» را به عنوان توصيفي براي اين سرشماريها بكار برده است به عنوان مثال در سال 2001 محققان بانك در تيمورشرقي در يك سرشماري ثبت كردند كه آيا هر خانوار در حمام دوش ميگيرد يا در رودخانه، از دستشويي سيفوندار استفاده ميكند يا سطل،خانهاش از آجراست يانيهاي رانان و پاسخ سوالهايي از اين قبيل را به ثبت رساندند. حتي از مردم سوال شد كه طي هفته اخير چه خوردهاند چه نوشيدهاند، چه جويدهاند و چه استعمال كردهاند. به نظر ميرسد كه يك دلار در روز جايي براي تنوع انتخابها باقي نميگذارد و بيشك گرسنگي جزء لاينفك زندگي اين مردم است. اما نتايج سرشماريها حاكي از آن بود كه فقرا هم انتخابهايي دارند. اگر چه كه هميشه اين انتخابها بهترين انتخاب نيستند. اين دو نويسنده تحقيق گفتهاند فقرا چندان زياد شكايت نميكنند.(براساس تحقيق آنها تنها 9درصد از افرادي كه در سرشماري آنه در اوداپيور هند مورد پرسش قرار گرفتند گفتند كه زندگيشان در مجموع آنها را ناخشنود كردهاست.) اما واقعيت اين كه آنها ميتوانستند بهانههاي زيادي براي شكايت داشته باشند گذشته از گرسنگي وبيماري، بسياري از آنها استخواني و نحيف هستند. (65درصد از مردان بالغ او دايپور دچار كم وزني هستند) بيش از نيمي از آنها كمخوني يا فقر آهن دارند و حدوديك هفتم آنها از ضعف ديد چشم رنج ميبرند. بسياري از آنها حداقل يك روز در سال گذشته را مجبور شدهاند بدون غذا سپري كنند. هنوز هم اين افراد نتوانستهاند آنقدر كه در دلشان ميخواهد غذا بخورند. براساس نتايج بررسي آقاي با فرجي و خانم دوفلو، هر خانواده فقير در اودايپور ميبايست 30درصد بيشتر از ميزان كنوني براي تغذيهاش پول خرج كند و اگر تنها اين خانوارها هزينههاي الكل، تنباكو و مراسمشان را به صفر برسانند، ميتوانند اين نياز خود را برآورده سازند. مورد آخر يعني مراسم شامل جشنهاي عروسي، تشييع جنازه و مراسم مذهبي است كه يك دهم بودجه خانوارها را به خود اختصاص ميدهد. اين پولها به خاطر اجتناب از تحقير جامعه يا متهم شدن به فرار از مراسم به زور به خانوارها تحميل ميشود.
حتي براي آنهايي كه در فقط مطلق به سر ميبرند جايگاه نسبي آنها در جامعه از اهميت بسزايي برخوردار است.
اما اين دو نويسنده نه تنها تحقيق خود را به نحوه خرج كردن فقرا اختصاص دادهاند بلكه نحوه كسب درآمد آنها را هم بررسي كردهاند.
آنها از زنان رنج ديدهاي گفتهاند كه در شهر گونتور هندوستان هر روز صبح خيلي زود نوعي رنگ را با نفت مخلوط ميكنند و با تركيب آنها جادهها را خط كشي ميكنند.
دستمزد اين كار طاقت فرساي آنها تنها يك روپيه است. تا ساعت 10 صبح آنها به اين كار مشغولند و پس از آن به كار بسيار متفاوتي چون درست كردن ترشي، گلدوزي ساري يا جمع كردن زبالهها روي ميآورند.آقاي بانرجي و خانم دوفلو دريافتند كه فقرا، خواه كساني كه دارايي ناچيزي دارند و خواه كارآفرينان بسيار كمدرآمد، از فقدان تخصص رنج ميبرند.
كشاورزان اودايپور زمينهايشان را شخم ميزنند اما تنها يك پنجم آنها زمينهاي خود را به عنوان منبع اصلي درآمد به حساب ميآورند.
در بنگال غربي هر خانوار فقير به طور متوسط سه نان آور دارد كه در مجموع سه نفر آنان به هفت شغل مشغولند.در ميان اقتصاددانان كارشناس توسعه معروف است كه ميگويند اين «يك مساله اعتقادي» است.يعني حتي اگر وضعيت آنان بهتر شود هم بنابرعقيده خود كم و بيش همين سبك زندگي را ادامه ميدهند.اگر درآمدهاي آنها بيش از حد كم است يا حاصل تلاشهايشان كمتر ثمر ميبخشد به خاطر آن نيست كه محاسبات آنها اشتباه بوده است بلكه به اين دليل است كه بازارهاي زمين اعتبارات يا بيمه آنها را با شكست مواجه كرده است.بنابر گفتههاي يكي از اقتصاددانان در سال 1993 «بيش از چهل سال تحقيق حداقل بايد آنقدر موثر باشد كه اين عقيده را كه چنين فقرايي نميدانند منافع واقعيشان در كجا نهفته است كنار بگذاريم» اما واقعيت اين است كه چنين عقيدهاي در ذهن آقاي بانرخي و خانم دوفلو دوباره ريشه دوانده است.
به عنوان مثال چرا كشاورزان غنا بيشتر به كشت آناناس كه بنابر بررسيها حدود 250 تا 300درصد بازگشت سرمايه در پي دارد اقدام نميكنند؟يا چرا تنها معدودي از كشاورزان در غرب كنيا به زمينهايشان كود ميدهند در حالي كه همه آنها شاهد مزاياي كود دادن هستند؟ اين دو نويسنده نوشتهاند: «انسان احساس ميكند فقرا به لحاظ روانشناختي نسبت به پروژه پول بيشتر درآوردن كوتاهي ميكنند».واقعيت اين است كه وقتي ميتوان تنها با يك دلار در روز امورات خود را بگذرانيد مقابله با مشكلات ايجاد تغيير در زندگي يا حتي پروراندن روياي زندگي بهتر در ذهن دردناك ميشود.جورج اورول پس از بررسيهايي كه در مورد جامعه شهرهاي پاريس و لندن انجام داد نوشته است: ويژگي بزرگ و قابل تامل فقر تخريب آينده است.