![]() |
بيل كلينتون روز چهارم ماه مارس در هواپيمايي خصوصي كه از نيويورك به سمت جنوب در حركت بود در حالي كه ظرفي پر از تنقلات به دست داشت گفت: «من اين چيزها را خيلي دوست دارم.»
او در حال ترك مصرف تنقلات است چون از سال 2004 به دليل عمل قلب از خوردن تنقلات منع شده است. اما هيچكس قصد نداشت او را در هواپيما از خوردن اين چيزها منع كند. بهخصوص ملكوم اسميت، رهبر اقليت دموكرات سنا. اسميت تنها خوشحال بود كه با او همسفر است.
بعد از آن سفر اسميت گفت: «او درست مقابل من نشسته بود و غذايش را با من تقسيم كرد.» كلينتون و اسميت براي يادبود روز «يكشنبه خونين»، روزي كه در سال 1965، 600نفر از تظاهركنندگان مدافع حقوق شهروندي از سوي دولت سفيدپوستان مورد حمله قرار گرفتند، به شهر سلمايآلاباما ميرفتند.
براي كلينتون اين موقعيت هم تاريخي بود و هم شخصي.اما بيش از آنكه اين سفر براي خودش مفيد باشد، براي همسرش هيلاري ارزشمند بود. در اين شهر قرار بود هيلاري كلينتون با باراك اوباما در جلب توجه مردم رقابت كند. چون باراك اوباما نزديكترين رقيب او براي انتخابات رياستجمهوري سال 2008 است.
اما شايد دغدغه هيلاري كلينتون رقابت با اوباما كه بسياري او را با مارتين لوتر كينگ مقايسه ميكنند نبود بلكه رقابت با همسرش بود كه در مراسم به خاكسپاري بيوه كينگ در اوايل سال گذشته او را ناديده انگاشته بود و شايد تصادفي هم نبود كه هنگامي كه هيلاري در سلما سخنراني ميكرد، هواپيماي بيل هنوز در آسمان در پرواز بود. اما اين رييسجمهور سابق سياستهايش را به طور مشابه در همه جهات امتحان ميكند. چند روز پيش از آن اسميت به طور عمومي رقابتهاي انتخاباتي كلينتون را مورد انتقاد قرار داد. اين انتقادها از سوي اسميت،كه يكي از مهمترين سياستمداران آفريقايي- آمريكايي از ايالت زادگاه سناتور كلينتون است دقيقا همان چيزي بود كه هيلاري حداقل در اين موقعيت به هيچوجه انتظار نداشت. به همين دليل بود كه يك روز پيش از پرواز، زنگ تلفن اسميت از سوي يكي از نزديكان رييسجمهور سابق به صدا درآمد و از او پرسيده شد آيا دوست دارد به بيل در سفرش به سلما ملحق شود يا خير.وي طي اين سفر دو ساعته با اسميت رفتار بسيار صميمانهاي داشت، كلينتون به اسميت گفت: مردم ميگويند شما كاريزما هستيد و سبك خاص خود را داريد. اسميت در پاسخ گفت كه شايد اين به دليل ماه تولدش يعني ماه اوت يا نشان ولادتش، يعني شيرشاه جنگل باشد. كلينتون پاسخ داد كه نشان ولادت او هم همين شيرشاه جنگل است.
اسميت هم در پاسخ گفت: با خودم ميگفتم شايد اميدي براي من وجود داشته باشد.