تبليغاتX
به روایت من - تازه‌ترين سرمقاله اكونوميست: انقلاب زيستي
نقش مهمي را كه علم فيزيك در قرن بيستم ميلادي ايفا كرد، علم زيست شناسي در قرن بيست و يكم ايفا مي‌كند و آران‌اي بخش حياتي اين تحول خواهد بود.

طبيعت مملو از شگفتي است. هنگاميكه براي نخستين بار وجود اتم‌ها به اثبات رسيد، (حدود يك قرن پيش) تصور مي‌شد كه ساختمان آنها تنها شامل الكترون‌ها و پروتون‌ها است. اگر چه اين كشف خود توضيح دهنده بسياري از سوال‌هاي ذهن بشر بود اما براي برخي از مشاهدات قانع كننده نبود. پس از آن در سال 1932، جيمز چادويك، نوترون را كشف كرد.
به ناگهان همه چيز معنا يافت آنچنان معنا يافت كه با گذشت تنها 13سال پس از آن تاريخ، بشر به بمب اتمي دست يافت.
شايد مبالغه نباشد كه بگوييم علم زيست شناسي هم اكنون در حال طي كردن دوران «كشف نوترون» خود است. به مدت بيش از نيم قرن داستان عنصر بنيادين موجودات زنده به موضوعي بين ژن‌ها، شكل دي‌ان‌اي و پروتئين‌ها كه ژن‌ها آنها را رمزگشايي مي‌كنند و وظيفه زنده نگهداشتن ارگان‌هاي زنده موجودات را برعهده دارند، مربوط مي‌شد. اما از چند سال گذشته تا كنون شاهد مطرح شدن نوع سومي از مولكول‌ها به نام آر‌ان‌اي هستيم.
البته موضوع آران‌اي و مساله نوترون‌ها عينا شبيه به هم نيست. به رغم نوترون، آران‌اي مدت‌ها است كه شناخته شده است. اما تا همين چند سال پيش تصور مي‌شد نقش آران‌اي تنها جذب و حمل ژن‌ها براي دي‌ان‌اي و پروتئين‌ها است. ولي اكنون معلوم شده است كه اهميت آران‌اي به اندازه دو ساختار ديگر يعني دي‌ان‌اي و پروتئين‌ها است و بنابراين ممكن است آران‌اي تنظيم كننده اصلي فعل و انفعالات درون سلولي و تعيين كننده بسياري از فعاليت‌هاي داخلي موجودات زنده باشد.
متخصصان زيست شناسي مولكولي از مرحله‌اي كه تصور مي‌كردند در مورد بسياري پديده‌هاي حوزه تخصصي خود بسيار كم مي‌دانند به ناگهان وارد مرحله‌اي شدند كه دريافتند هيچ سرنخي براي پرسش‌هايشان ندارند.
شايد به نظر بيايد كه اين دانشمندان يك گام به عقب نهاده‌اند. اما واقعيت اين است كه ماهيت علم همين است. شباهت اين مساله بسيار عميق‌تر از شباهت بين آر‌ان‌اي و نوترون‌ها است. علم زيست‌شناسي هم‌اكنون درست در همان وضعيت ابهام‌آميزي است كه علم فيزيك در اوايل قرن بيستم با آن مواجه بود. حس تجربه ناشناخته‌ها و نتايج حاصل از اين تجربه بسيار هيجان‌انگيز و شگفت‌آور است.
شناخت دشمن خود
ساموئل گلدوين پندي عاقلانه داده است: هرگز گمانه‌زني نكنيد، به خصوص در مورد آينده. اما يك پيش‌بيني وجود دارد: شباهت بين علم فيزيك در قرن بيستم و علم زيست‌شناسي در قرن بيست و يكم همچنان ادامه خواهد يافت با همه خوبي‌ها و بدي‌هايش.
علم فيزيك دو دستاورد براي قرن بيستم در پي داشت. آشكارترين هديه اين علم قدرت غلبه بر طبيعت بود. اين قدرت هميشه آنقدر بد نبود كه بمب‌هاي اتمي نشان دادند.
اگر قرن بيستم تمايزي نسبت به قرن‌هاي پيش از خود داشت آن مشخصه متمايزكننده‌اش فناوري فيزيكي اين قرن بود. از خودروها گرفته تا هواپيماها، كامپيوترها و اينترنت همه از دستاورد‌هاي فيزيك در همين قرن هستند.
هنوز زود است كه به يقين بگوييم مشخصه متمايزكننده قرن بيست و يكم فناوري زيستي اين قرن است اما شانس زيادي وجود دارد كه اين طور باشد. مهندسي ژنتيك اكنون به امري معمول بدل شده است. اولين كاربرد يك ارگانيسم زنده مصنوعي به تازگي به ثبت رسيد. هم ايده دستيابي به چنين ارگانيسمي و هم ايده حق استفاده از آن شايد تا يك دهه پيش بيشتر شبيه به فيلم‌هاي علمي- تخيلي مي‌نمود. ولي امروزه چنين اموري چندان دور از ذهن نيستند و نكته هم در همين‌جا نهفته است. بسياري از مشكلات بزرگي كه پيش روي بشر قرار دارند، يا مسائل زيستي و يا در رابطه با مداخله بشر در مسائل زيستي هستند. مشكل مقابله با چالش‌هاي جمعيت پير جهان كه روز به روز بر تعداد آنها افزوده مي‌شود، يكي از اين مثال‌ها است. معضل تغييرات جوي هم در رابطه مستقيم با علم زيست‌شناسي است و نتيجه آن است كه دي‌اكسيد كربن توليد بشر سريع‌تر از آنكه درختان آن را پالايش كنند، به هواي كره زمين وارد مي‌شود. از سويي ديگر به دليل سهولت در حمل و نقل و جابه‌جايي افراد احتمال شيوع بيماري‌هاي واگير در سطح جهان اين روزها بيش از هر زمان ديگري است و خطرات زيستي آينده را محتمل‌تر جلوه مي‌دهد.
در‌حال‌حاضر، سياستگذاران ابزارهاي تكنولوژيك ناكافي براي گذار از اين پرسش‌ها را در اختيار ندارند. اما واقعيت اين است كه دستيابي به چنين ابزارهايي در موقعيت كنوني چندان دور از ذهن نيست. كهولت سن مساله‌اي است كه به طور مستقيم در رابطه با علم زيست‌شناسي است. احتمال مي‌رود كه روند اين معضل متوقف نشود اما شناخت درست از نحوه كار سلول‌ها اجازه خواهد داد كه اين روند به جهتي بهتر هدايت شود. از سوي ديگر حداقل بخشي از راه حل تغييرات جوي رشد درختان به جاي رشد مصرف سوخت است و تنها فناوري زيستي از عهده آن برخواهد آمد. شيوع بيماري‌ها هم چاره‌اي جز واكسيناسيون ندارد كه البته زمان زيادي براي توسعه آن لازم است.
اگر سلول‌ها به درستي واكاوي شوند اين فرايند با چنان سرعتي پيش مي‌رود كه واكسن‌ها درست در زمان مورد نياز توليد خواهند شد. اما علم فيزيك در قرن بيستم كاري بيش از تنها قدرت غلبه بر مشكلات طبيعي را به بشر داد و آن فهم درستي از پهناوري جهان خلقت و كوچكي جايگاه بشر در برابر آن همه بزرگي بود. اين علم به انسان‌ها امكان داد كه بي‌نهايت را در دستان خود بگيرند و ابديت را در يك ساعت از آن خود كنند.
شناخت خودت
البته علم زيست‌شناسي كاري جز تعريف جايگاه بشر در عرصه گيتي دارد.
اين علم به توصيف خود بشر مي‌پردازد. و بررسي موضوع آران اي مي‌تواند بخشي اساسي از اين توصيف باشد.
بحث مطرح كنوني در مورد آران‌اي اين است كه اگر آران‌اي همه پيچيدگي ارگانيسم موجود زنده را تحت كنترل خود داشته باشد اين به معناي آن است كه نظام عملكرد هر يك از سلول‌ها نه تنها سلول مورد بررسي را به كار مي‌اندازد، بلكه آن سلول را همزمان با رشد تكامل موجود زنده، به ساير سلول‌هاي آن مرتبط مي‌كند.
اگر بخواهيم تشبيه كنيم، ارگان‌هايي چون مغز نتيجه يك اينترنت زيستي هستند. اگر اين طور باشد تحقيق در مورد ماهيت وجودي بشر چيزي غير از آن است كه علم ژنتيك به دنبال آن رفته است.
البته چنين نتيجه‌گيري‌هايي هنوز در حد اوليه و ابتدايي است. اما نكته همين است. لرد رادرفورد كه وجود اتم را به اثبات رساند، هيچ چيزي در مورد نوترون‌ها نمي‌دانست.
چادويك هيچ چيزي در مورد كوارك‌ها نمي‌دانست. زيست‌شناسان نوين هم به طور مساوي در مورد بسياري از نكات هنوز دچار غفلتند. اما در نهايت حقيقت هويدا خواهد شد.

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 16:48 توسط شادی آذری |