![]() |
اما واقعيت اين است كه اين ناحيه نتوانست جفت مناسبي براي اقتصادهاي آسيايي باشد و به سرعت در جذب سرمايهگذاري در حال شكست خوردن است.
سال گذشته ميزان سرمايهگذاري خارجي در لهستان، جمهوري چك و بلغارستان دچار سقوط شد.
اين موضوع را يك مركز نظارت بر سرمايهگذاري در اروپا به نام ارنست اند يانگ منتشر كرد. اين مركز ميزان جذب سرمايهگذاري و سرمايهگذاري در خارج اين قاره طي سال 2006 را مورد بررسي قرار داده است.
اين كاهش به دليل «توانايي رو به ضعف منطقه در جذب سرمايهگذاري در توليدات كم هزينه بوده است كه به نظر ميرسد در آسيا سرمايهگذاري شده است.»
رشد سرمايهگذاري در لهستان 5/15درصد كاهش يافت و از 180 پروژه به 152 پروژه رسيد. به لحاظ حجم نيز 3/4درصد حجم سرمايهگذاري در كل اين قاره را به خو اختصاص داد. رشد اين سرمايهگذاريها در بلغارستان تا 1/6درصد كاهش يافت و از 115 پروژه به 108 پروژه رسيد كه 1/3درصد از حجم سرمايهگذاريهاي خارجي اين قاره را به خود اختصاص ميداد. سرمايهگذاريهاي خارجي جمهوري چك 6/2درصد كاهش يافت و از 116 پروژه به 113 پروژه رسيد كه 2/3درصد از حجم سرمايهگذاريهاي خارجي اروپا را به خود اختصاص ميداد. اما همزمان با كاهش سرمايهگذاريهاي خارجي در اين كشورها، آسيا در حال تخصيص سهم بيشتري از اين سرمايهها به خود است.
به خصوص چين ثابت كرد كه در جذب سرمايهگذاريها خارجي در بخش توليدات كارخانهاي بسيار موفق بوده است. يك دليل آن اين است كه هزينه نيروي كار در چين حتي از اروپاي شرقي هم كمتر است. اين موضوع در كنار چشمانداز روشن رشد اقتصادي آينده، باعث شده است كه اين كشور براي شركتهايي چون جنرال الكتريك كه قرار است كارخانه توليد خودرو در چين راهاندازي كند و زيمنس كه اين كشور را يكي از كليديترين نقاط رشد خود محسوب ميكند، پرجاذبهتر شود. نيجل ويلكوك از مركز ارنست انديانگ به نشريه فوربس گفته است: «برخي از شركتها چشماندازهاي بلندمدتتري را براي خود در نظر گرفتهاند. آنها براي سرمايهگذاريهايشان چين را بهتر از اروپاي شرقي ميدانند. چين داراي يك بازار داخلي بزرگ است و در حال فارغالتحصيل كردن تعداد زيادي مهندس از دانشگاههايش است.»
در مقايسه با چين، اروپاي شرقي شاهد افزايش در درآمدهاي واقعي خود بوده است و علت آن تا حدود زيادي مربوط به تورم در نرخ كالاهاي معامله نشده است. يكي از تحليلگران گلوبال اينسايت به نام تام پكر ميگويد، اين موضوع، رقابتي بودن را در اين ناحيه تحت تاثير خود قرار داده است.
همزمان با آنكه سرمايهگذاري خارجي از بخش توليدات كارخانهاي به بخش خدمات، شامل خدمات مالي، تغيير جهت ميدهد، اروپاي شرقي و مركزي كه بيشترين فرصتهاي سرمايهگذاري در بخش توليدات كارخانهاي بودند، به بازنده تبديل ميشوند.
البته رشد بخش خدمات خبر خوبي براي اروپاي غربي بود. به خصوص انگلستان با حجم عظيم سرمايهگذاريهاي خارجي بهويژه از سوي آمريكا مواجه شد.
اين كشور موفق شد 30درصد از سرمايهگذاريهاي آمريكا را در خارج به خود اختصاص دهد.
اگرچه برخي شركتها چون گوگل و به تازگي يوبياس عمليات خود را به كشورهايي چون لهستان منتقل كردند، اما اروپاي غربي و بهخصوص انگلستان به مدد سهم عمده و تسلط بر زبان انگليسي همچنان پيشتاز جذب سرمايهگذاريهاي خارجياند. ويلكاك ميگويد: «قسمت اعظم بخش مهم خدمات همچنان در اروپاي غربي باقي خواهد ماند.»
در شرايطي كه اروپاي غربي قادر به جذب سرمايهگذاريهاي مربوط به خدمات است، كشورهاي اروپاي مركزي و شرقي به واقع از مجموعه مهارتهاي لازم براي رقابت با آنها برخوردار نيستند.
اما همه خبرها هم تا اين اندازه بد نيستند. اگرچه لهستان شاهد كاهش ميزان سرمايهگذاري خارجي بود اما از سوي ديگر شاهد بيشترين افزايش تعداد مشاغل در كل قاره بود. در لهستان بهرغم تعداد اندك پروژهها، سرمايهگذاري خارجي منجر به ايجاد 31115 شغل جديد شدهاست.