![]() |
يك جريان تاثيرگذار از ادغامها، مزايدهها و مناقصهها توانست شكل صنعتي را كه ثابت شد مانند محصول نهايياش چكشخور و آسيبپذير است، متحول سازد. روز دوازدهم جولاي، ريوتينتو، يكي از بزرگترين شركتهاي معدني جهان، با پيشنهاد خريد نقدي شركت آلكان، يك رقيب كانادايي، به مبلغ 1/38ميليارد دلار توانست پيشنهاد 207ميليارد دلاري شركت آلكوآرا با شكست روبهرو كند. اين معامله ريوتينتو را به بزرگترين توليدكننده آلومينيوم جهان تبديل خواهد كرد. پس از آن شركت روسي روسال قرار ميگيرد كه خود در ادغامي در ماه مارس شركت داشت. تحولات در اين زمينه چنان عجيب است كه ممكن است حتي به خريد خود شركت آلكوآ منجر شود.
تصور ميرود كه شركت بياچپي بيليتون كه يك غول معدني انگليسي- آمريكايي است و بر انبوهي از پولي تكيه زده كه از قيمتهاي بالاي فلزات به دست آمده است با پيشنهاد 40ميليارد دلاري قصد خريد اين توليدكننده آمريكايي آلومينيوم را دارد.
چه توضيحي در پس همه اين معاملات وجود دارد؟ رييس ريوتينتو، به نام تام آلبانيز مطمئن است كه پول هنگفتي كه صرف خريد آلكان ميشود تا حدود زيادي به خاطر وضعيت چين مورد تاييد قرار گرفته است. انتظار ميرود اين كشور در سالجاري 5/12ميليون تن آلومينيوم از مصرف 40ميليون تني كل جهان را به خود اختصاص دهد. اما اگر چه تقاضاي چين باعث شده است، قيمت آلومينيوم نسبت به 18 ماه پيش دو برابر شود، اما چند ماه است كه اين قيمت در حدود هر تن 27000دلار ثابت مانده است.
اينكه اين وضع به كجا ميانجامد و قيمتها چه سرنوشتي مييابد موضوع بحثهاي بسيار زياد است.
تا چند سال پيش، چين تنها وارد كننده آلومينيوم بود. اما پس از آن هم توليد و هم مصرف به حد انفجار رسيد تا تقاضاي اين اقتصاد در حال گسترش را پاسخگو شود. ولي واقعيت اين است كه توليد از مصرف پيشي گرفت و همين موضوع چين را به يك صادركننده صرف تبديل كرد.
جيم لنون، تحليلگر بانك مكواري ميگويد كه كارخانجات آلومينيوم بسيار سريعتر از هر جاي ديگر دنيا ميتواند در چين ساخته شود وبه علاوه هزينه ساخت آن حدود يكچهارم ساير نقاط جهان است.
چين چالكو يكي از غولهاي آلومينيوم را در خود جاي داده است. به علاوه بيش از يكسوم كارخانجات ذوب آلومينيوم در چين قرار دارند اگر چه هزينه تاسيس كارخانجات در چين بسيار پايين است، اما هزينههاي توليد آلومينيوم در اين كشور يكي از بالاترين ارقام در سطح جهان است.
چين بر آلومينيوم گرانقيمت وارداتي تكيه ميكند يعني نوع پالايش شده اورهاي كه آلومينيوم از آن تهيه ميشود. چين براي ذوب اين ماده از ميزان قابل توجهي انرژي استفاده ميكند.
اين انرژي به طور ميانگين يكسوم هزينههاي يك كارخانه را به خود اختصاص ميدهد دولت اين كشور سعي كرده است توليدكنندگان آلومينيوم را متقاعد سازد كه منابع انرژي مصرفي آنها بايد صرف ساير بخشهاي اقتصاد شود.
سال گذشته تخفيف مالياتي بر صادرات شمش آلومينيوم از ميان برداشته شد و سپس ماليات جديد صادراتي براي آن وضع شد.
ممكن است سياستگذاران چين از عهده مشكل مصرف انرژي برنيايند. صادرات شمش آلومينيوم طي ماههاي اخير كند شده است اما صادرات محصولات نهايي آلومينيومي و محصولات نيمه نهايي از اين جنس كه پيگيري ميزان مصرف انرژي آنها به مراتب دشوارتر است، اين فاصله را جبران كرده است. تقاضا براي آلومينيوم در سال 2006 در چين تا 23درصد افزايش يافت و انتظار ميرود در سالجاري اين رقم به 30درصد افزايش يابد.
به احتمال زياد دولت سعي ميكند مداخلهكند تا از افزايش توليد جلوگيري كند اما واقعيت اين است كه موفق نخواهد شد.
اگر اين طور شود بسياري از صاحبنظران اين صنعت معتقدند كه چين بار ديگر به تنها واردكننده آلومينيوم تبديل خواهد شد. اگر اوضاع جهاني بر همين منوال پيش رود، تقاضاي جهاني براي فلزات تا سال 2020 به 70ميليون تن خواهد رسيد. ولي عرضه مازاد از كجا تامين خواهد شد؟ معدودي از نقاطي كه انرژي ارزان در اختيار دارند براي توليد اين محصول وجود دارند. احتمالا آلكان بهترين مكان براي استفاده از مزيت تقاضاي روزافزون است چون قراردادي با كبك، استان محل استقرار اين شركت منعقد شده است كه براساس آن به انرژي ارزانقيمت و فراوان هيدروالكتريك دسترسي خواهد داشت. و اين براي ريوتينتو بسيار خوشايند خواهد بود.
اما منافع بياچپي بيليتون در آلكوآچه ميشود؟ بهرغم آلكان، اين شركت آمريكايي به منابع انرژي ارزانقيمت دسترسي ندارد و با توجه به كارخانجات ذوب و ذخاير اوره اين شركت، داراييهاي پاييندستي آن از جمله مراكز بستهبندي با حاشيه سود بالا، كافي نيستند.
ولي بياچپي بيليتون ميتواند با يك خريدار سهامي خاص شريك شود تا بخشهاي غيرضروري يا ناكارآمد آلكوآ را حذف كند. بنابراين ممكن است هنوز معاملهاي فريبنده باشد به خصوص اگر بياچپي بيليتون هم با پيشبيني آقاي آلبا نيز هم عقيده باشد كه تقاضاي روزافزون براي آلومينيوم از جاي ديگري نيز ظهور خواهد كرد. او ميگويد: «چين به هر كجا كه برود، هند نيز از آن پيروي ميكند».