![]() |
ميزان افزايش قيمت نفت طي چهارسال اخير بيسابقه بوده است. تنها در سالجاري قيمت نفت 30درصد افزايش يافته است و بخش اعظم اين افزايش طي چند هفته اخير صورت گرفته است. قيمت نفتخام وستتگزاس اينترميديت در هفته گذشته به بشكهاي 77/78دلار رسيد و روز دوم ماه اوت در بورس نيويورك مركنتايل بشكهاي 86/76دلار معامله شد.
با وجود اين به نظر ميرسد قيمتهاي نفت ميتواند بيش از اين افزايش يابد.
تقاضاي روزافزون در كنار نگراني از عرضه كم از عواملي هستند كه در حال افزايش قيمت نفت هستند. از طرف ديگر هيچ نشانهاي براي از ميان رفتن هيچيك از اين عوامل مشاهده نميشود.
به علاوه كساني كه دستاندركار پيشبيني قيمتهاي نفت هستند، معتقدند كه به زودي شاهد جهشهاي بيشتر قيمت نفت خواهيم بود. پيتر بوتل، رييس يك شركت مديريت خطرات انرژي به نام كامرون هانوور، ميگويد: «بهنظر ميرسد نفت آماده ميشود تا يك گام ديگر به بالا بردارد. يك نيروي حركت آني در بازار وجود دارد و رقم جادويي كنوني 81دلار است. اگر قيمت نفت به اين رقم برسد، اغلب افراد بر اين باورند كه به 91دلار يا بالاتر هم خواهد رسيد.» بوتل ميافزايد كه براساس پيشبيني برخي جداول تكنيكي قيمتهاي نفت ميتواند تا پايان سال به بشكهاي 110دلار يا 118دلار هم برسد. البته او اضافه ميكند كه چنين جهشي ميتواند به دليل بستن احتمالي تنگه هرمز توسط ايران باشد.
تنگه هرمز دروازه كليدي و استراتژيكي است كه راه دستيابي به عرضه نفت خاورميانه است.
بنابر عقيده تحليلگران به رغم دورانهاي پيشين، علت اصلي افزايش اخير قيمتها نه جنگ است، نه توفان و نه تباني اعضاي اوپك، بلكه علت رشد اقتصادي سريع در سطح جهان است. اگرچه بورس آمريكا شاهد افزايش زيادي بوده است، اما رشد اقتصادي اين كشور ثابت مانده است. چين و هندوستان شاهد رشد شديد اقتصادي هستند و اين در شرايطي است كه اقتصاد اغلب كشورهاي اروپايي نيز بسيار قدرتمند است.
با وجود اينكه علت قيمتهاي بالاي نفت نتيجه اقتصاد قدرتمند است، اما همين موضوع ميتواند مانند ترمزي براي رشد اقتصادي عمل كند.
بخش تاريك رشد اقتصادي اين است كه جهش قيمتي ناشي از رقابت براي دستيابي به عرضه كم، ميتواند در نهايت منجر به تورم، ركود و برخوردهاي روزافزون ژئوپلتيكي شود.
كاهش عرضه پيش روست:
گزارش روز نهم ماه جولاي كه آژانس بينالمللي انرژي (IEA) منتشر كرد حاكي از آن است كه پس از سال 2010، ظرفيت اضافي توليد نفت در جهان كاهش خواهد يافت و به دليل آن كه تقاضاي جهاني از عرضه پيشي ميگيرد، احتمال وقوع «بحران عرضه» وجود خواهد داشت.
آژانس بينالمللي انرژي پيشبيني كرده است كه تقاضاي جهاني براي نفت سالانه به طور ميانگين 2/2درصد افزايش خواهد يافت و عامل عمده اين افزايش آسيا و خاورميانه خواهد بود. تقاضاي نفت چين در سال 2012 روزانه به حدود 10ميليون بشكه خواهد رسيد. اين در شرايطي است كه چين تنها 9/3ميليون بشكه در روز توليد داخلي خواهد داشت. انتظار ميرود در سال جاري مصرف جهاني نفت به زودي به 86ميليون بشكه برسد كه اين مقدار 5/1ميليون بشكه بيشتر از مصرف جهاني در سال 2006 است.
در اين گزارش آمده است كه استفاده از ظرفيتهاي اضافي اعضاي اوپك تا سال 2010 افزايش مييابد. اما پس از آن به «سطوح فوقالعاده پايين» تنزل مييابد و اگرچه رشد توليد كشورهاي غير عضو اوپك در مناطقي چون برزيل و روسيه بسيار زياد خواهد بود، اما اين رشد آن قدر كافي نخواهد بود كه بتواند تشنگي كشورهاي در حال توسعه و مناطق صنعتي شده را از بين ببرد. به علاوه بزرگترين افزايش در توليد كشورهاي غيرعضو اوپك در كشورهايي مشاهده خواهد شد كه نفت سنگين توليد ميكنند.
استخراج و پالايش نفت سنگين نسبت به نفت خام شيرين و سبك گرانتر تمام ميشود.
كشورها در برابر شركتها
ساير عواملي كه باعث بالا نگهداشتن قيمتهاي نفت ميشوند، موضوع نزاع صنعت و دولتها بر سر كنترل مناطق نفتخيز است. بخش اعظم عرضه نفت جهان تحت كنترل دولتها هستند و شركتهاي نفتي ناچار به سرمايهگذاري در نواحي دشوارتري چون شنزارهاي نفتخيز كانادا و سواحل نيوزيلند هستند تا بتوانند توليدات خود را افزايش دهند. به عنوان مثال سود شركت اكسون موبيل در فصل دوم سال ثابت ماند. اين شركت شاهد يكدرصد كاهش توليد بود. روز 26ماه جولاي، شركت رويال
داچ شل اعلام كرد كه توليد نفت و گاز اين شركت در فصل دوم سال 2درصد كاهش يافت كه علت آن تا حدودي مربوط به مشكلات امنيتي در نيجريه كه منجر به تعطيلي كار در مناطق نفتخيز اين كشور شد.
در كنار همه اين جريانات تحليلگران افزايشي مداوم را در قيمتها پيشبيني ميكنند.
فيل فلين، يك تحليلگر از مركز آلارون در شيكاگو ميگويد: «فكر ميكنم امسال به قيمت 85دلار هم خواهيم رسيد. اين سرنوشت فني نفت است».
طي چند سال اخير، به طور ميانگين ما شاهد افزايش قيمت 10دلاري در هر سال بودهايم و اين وضع ميتواند تا پايان اين دهه ادامه يابد. به نظر ميرسد اين چرخه، يك جريان درازمدت است و تغييراتي در سرنوشت اقتصاد جهان ايجاد خواهد كرد».او معتقد است كه تنشهاي سياسي بين كشورهايي كه كنترل عرضه نفت را در دست دارند و آنهايي كه نيازمند عرضه نفت براي چرخاندن چرخ اقتصادشان هستند، در سالهاي پيشرو افزايش مييابد. فلين ميگويد: «ما بايد به تنشهاي ژئوپلتيكي هم نگاهي داشته باشيم. ما هماكنون شاهد آن هستيم كه از نفت به عنوان ابزاري سياسي استفاده ميشود و به نظر ميرسد روند انتقال قدرت از مصرفكنندگان به توليدكنندگان همچنان ادامه خواهد يافت.»