![]() |
حتي در دنياي پررونق سهام چين هم، عرضه عمومي و قيمتهاي حبابي سهام ووژي فارماتك نفسها را حبس كرد. سهام اين شركت در روز نهم ماه اوت در بورس نيويورك عرضه شد و قيمت پايه هر سهم 14دلار بود. از آن هنگام تاكنون قيمت اين سهام به دوبرابر آن مقدار افزايش يافته است و ارزش بازاري اين شركت بالغ بر 65/1ميليارد دلار شده است. توصيف رونقي كه اين شركت تجربه كرد بسيار دشوار است تنها ميتوان به ذكر آمار اين شرك در سال 2006 اكتفا كرد: درآمد آن تنها 70ميليون دلار و سود آن 9ميليون دلار بود.
اين رونق در بازار سه علت دارد. واضحترين آن الگوي سرگيجهآور عملكرد مالي ووژي است كه البته با پايهاي بسيار پايين شروع شد. درآمد اين شركت از 21ميليون دلار در سال 2004 به 34ميليون دلار در سال 2005 رسيد. پس از آن در سال گذشته اين درآمد دوبرابر شد و ممكن است در سالجاري هم همين اتفاق روي دهد. علت دوم، الگوي تجاري شركت است. شركتهاي موفق چيني معمولا در انحصارات دولتي (بانكها يا تلفنهاي همراه) يا در يك صنعت پايه چون املاك و مستغلات، فولاد يا معدن سهمي دارند. اما ووژي، براي بيشتر شركتهاي بزرگ داروسازي جهان تامينكننده تحقيقات به روش برونسپاري است. اين شركت نشان ميدهد كه چگونه چين از توليد محصولات ابتدايي و ساده به توليد محصولات پيشرفته و پيچيده ارتقا يافت. و اما سومين علت ايناست كه به نظر ميرسد چين براي اين نوع كسب و كار جاي ايدهآلي باشد. چين بهرغم برخي كشورها چون هندوستان نسبت به آزمايشات حيوانات حساس نيست، دولت اين كشور مشتاق جذب سرمايهگذاري است (محركهاي مالياتي و اراضي ارائه ميدهد و تمايل به حمايت از مالكيت معنوي دارد)، به علاوه، در چين نيروي كار ارزان است. براساس برآوردهاي بانك سرمايهگذاري يوبياس، پايه حقوق سالانه يك فرد داراي مدرك دكتراي تخصصي در چين 23000دلار است. در حالي كه اين رقم در آمريكا بالغ بر 200000دلار است.
ووژي براي يك شركت بزرگ داروسازي نقش يك شريك برونسپار بسيار انعطافپذير را ايفا ميكند كه بسيار ارزان است و قطع همكاري با آن هم بسيار آسان است.
چون قراردادهاي ووژي ميتواند با اطلاع قبلي تنها ظرف 30روز فسخ شود.
اما سوالي كه مطرح است اين است كه آيا اين الگو ميتواند پايدار باشد؟ به نظر ميرسد مشكلاتي در راه باشد. حسابرسي مربوط به معاملات ووژي در بورس نيويورك حاكي از آن است كه سود حاصل از قيمت پايه سهام اين شركت به نصف تقليل يافته است. برنامهاي كه باعث اين رويداد شد، يك برنامه حقوق و دستمزد است كه قرار شد به زودي پايان يابد. اما به يقين برنامه ديگري جايگزين آن خواهد شد چون هزينههاي پرداخت حقوق و دستمزد در چين در حال افزايش است. بهخصوص در شركتهايي كه كاركنانشان از استعدادهايي برخوردارند كه در سطح جهان پرطرفدار است. از سال 2003 تاكنون تعداد كاركنان شركت ووژي هشت برابر شده است. در اواخر ماه مه اين شركت 2000كارمند داشت و برنامه داشت افراد زيادي را استخدام كند. بيشك تقاضا براي كار سريعتر از عرضه پيش ميرود بنابراين كارمندان پس از استخدام به دنبال تضمين شغلي هستند و اگر شركت ووژي و شركتهاي مشابه مجبور به ارائه چنين تضمينهايي شوند، قادر نخواهند بود قراردادهاي خود را با مشتريانشان ظرف مدت كوتاهي فسخ كنند.
بهعلاوه مناسب بودن الگوي برونسپاري در زمينههايي چون داروسازي مورد سوال است. شركتهاي اين صنعت بسيار مورد انتقاد و بررسي قرار ميگيرند.
كيفيت در آنها بايد به طور دائم در سطح بالايي باشد و كار آنها معمولا اسرار خاص خود را دارد. همه اينها از عواملي هستند كه اين فعاليتها را در وطن اصلي نگه ميدارند.
با ظهور تحولات در چين، بسياري از غولهاي داروسازي شروع به راهاندازي فعاليتهاي خود در چين كردند اما آنها تاكيد دارند كه كيفيت كاركنان و نه هزينه آنها، حداقل در درازمدت، علت اصلي چنين اقدامي است. البته به احتمال زياد ووژي اطمينان بازار را به دست خواهد آورد. اگر نتواند، واضح است كه سرمايهگذارانش آزردهخاطر ميشوند اما اين مساله لزوما براي كاركنان بالقوه اين شركت يا حتي براي چين خبر بدي نخواهد بود. اين مساله صرفا اين واقعيت را منعكس خواهد كرد كه چگونه بيكفايتي بازار براي استعدادهايي در سطح جهاني از بين خواهد رفت.