![]() |
اما اكنون كساني كه دلمشغولي طلا را داشتهاند بسيار خوشحالند. سرانجام روز پنجشنبه سيزدهم مارس، اين فلز زرد ارزشي بيش از 1000 دلار در هر اونس به خود گرفت.
اين تحول ميتواند تاييدي باشد بر اعتقاد آنهايي كه ميگفتند طلا تنها ذخيره با ارزش است و پول كاغذي محكوم به فنا است و به طور ذاتي ارزشي معادل صفر دارد.
به همين دليل است كه يكي از دلايل اصلي چهاررقمي شدن ارزش طلا به مشكلات دلار مربوط است، ارزي كه پيش از اين معتبرترين ارز جهان محسوب ميشد.
روز پنجشنبه ارزش هر اسكناس پشت سبز به كمتر از 100 ين سقوط كرد و به پايينترين سطح خود از سال 1995 تاكنون رسيد و به فرانك سوئيس نزديك شد.
بسياري بر اين عقيدهاند كه به لحاظ ارزش واقعي، ارزش طلا هنوز كمتر از ركورد اصلي خود در سال 1980 است. بايد ارزش كنوني طلا دوبرابر شود تا با توجه به نرخ تورم معادل 850 دلار آن زمان شود.
به علاوه در بحث حفظ ارزش طلا اين موضوع مطرح است كه تا چند دهه پس از آن ركورد تاريخي سال 1980، ارزش اسمي اين كالا تا دوسوم سقوط كرد.
بيشك روند افزايش ارزش طلا در شرايط كنوني ميتواند ادامه يابد. اول به دليل آنكه عقيدهاي همگاني وجود دارد دال بر اينكه فدرال رزرو بيشتر نگران رشد اقتصادي آمريكا است تا نرخ تورم در اين كشور. بسياري از اقتصاددانان اين بحث را مطرح ميكنند كه نرخ تورم شاخصي ثانويه است و با كندشدن رشد اقتصاد جهاني، به شدت سقوط ميكند، اما بدبينها معتقدند هيچ نشانهاي از اين موضوع در قيمتهاي كالاهاي كشاورزي يا نفت وجود ندارد.
به نظر ميرسد طلا يك سرمايه ضدتورمي است.
در چنين شرايطي خطر بروز بحران اعتبارات وجود دارد. يك صندوق اوراق قرضه به نام كرليل كپيتال مجبور شده است از اعتبارگذاران خود نقدينگي مطالبه كند. قيمت سهام بيراسترن هم در پي نگرانيهاي تازه در زمينه مسائل مالي اين بانك سرمايهگذاري، به پايينترين حد خود ظرف 5سال گذشته رسيده است. بسياري نگران ثبات نظام مالي آن هستند.
بسياري از اين نگرانيها مربوط است به نگهداري فيزيكي طلا به جاي سپردههاي بانكي عامل ديگر سهولت نگهداري طلا در اين روزها است. براساس گزارش مركز مورگان استنلي، هماكنون صندوقهاي معاملات ارزي، بيش از 915تن طلا دارند و اين موضوع آنها را مساوي با يك بانك مركزي نموده است.
بنابراين سرمايهگذاران خرده پا نيز اجازه يافتهاند، در اين رونق ناگهاني شركت كنند و در شرايطي كه قيمتهاي بالاي طلا ممكن است تقاضا براي جواهرات را كمي افزايش دهد، هنوز با تاثير افزايش عرضه مواجه نشده است. در اوايل همين دهه بود كه توليد محصولات معدني به اوج خود رسيد.
اما مساله احتياط كاري در زمينه طلا بسيار ظريفتر از اينها است. كالاها در حال حاضر به داراييهاي مد روز تبديل شدهاند. سرمايهگذاران نه تنها به خاطر شرايط درازمدت در زمينه افزايش عرضه به دليل افزايش تقاضا آسيا جذب اين بخش شدهاند، بلكه شرايط كوتاهمدت نيز به اين توجه آنان به اين بخش دامن زده است.
بسياري از صندوقهاي مالي بزرگ از استراتژيهاي پيروي از جريانهاي متداول استفاده ميكنند و چيزهايي را ميخرند كه قيمتشان در حال افزايش است. بخشي از اين «پول داغ» اكنون كه طلا به هدف درازمدتش رسيده است سودده ميشود.
بهعلاوه عجيب است كه افزايش قيمت كالاها همزمان با كند شدن رشد اقتصادي آمريكا شده است. فرض بر اين بود كه تقاضاي بازارهاي نوظهور ميتواند تاثيري بر آمريكا نداشته باشد. اما اگر اين وظيفه غلط از آب درآيد، شاهد سقوط ناگهاني و شايد در قيمتهاي كالاها خواهيم بود و اين باعث خواهد شد شدت تهديد تورمي كمتر به نظر رسد و نرخ طلا را هم با خود به پايين بكشد.