اين مصاحبه تخصصي پيش از دريافت جايزه نوبل توسط شلينگ انجام شده است و مباحث عنوان شده در آن به نوعي براي اولين بار است كه در قالب زبان فارسي ارائه ميشود. تئوري بازيها در ايران، زيرشاخهاي كاملا جديد در رشته اقتصاد است .

توماس شلینگ در حال دریافت جایزه نوبل 2005
1 - مقدمه
اين يادداشت براساس مصاحبه كوتاهي با توماس شلينگ، برنده جايزه نوبل سال 2005 به همراه رابرت جي آمان، نوشته شده است.
اين مصاحبه كه در دانشگاه مريلند آمريكا انجام شده است، شامل دو بخش است. اولين بخش درباره تفسير وي از تئوري بازيها است، به خصوص درباره استفاده از بازيها، در اين بخش، مدلهاي تئوريك در توضيح منشاء و حفظ قراردادها و هنجارها ارائه شده است. بخش دوم در مورد منشاء مدل تاثيرگذار چكبورد شيلنگ است و به خصوص روشي را توضيح ميدهد كه توسط اين مدل بتوان مثالهايي از پديدههاي اجتماعي را الگوسازي كرد. اين يادداشت در انتها با اشاره به برخي نكات به جمعبندي موضوع ميپردازد.
2 - تفسير تئوري بازيها:
"تفسير كلاسيك تئوري بازيها اين است كه بازيها بايد نمايانگر قواعد فيزيكي و سازماني بازيها در جهان واقعي باشند اما مدلهاي تئوريك بازيها به طور كلي نميتوانند منعكس كننده قواعد فيزيكي و سازماني جهان واقعي باشند و قواعد بازيها معمولا اختراع تئوري پردازان است." (يانسن 23:1998) يعني مدلهاي تئوريك بازيها نميتوانند فضايي را كه يك نتيجه خاص مثلا يك قرارداد بخصوص در آن به دست آمده توصيف كنند، بلكه بيشتر خلاصهاي از اين عوامل هستند. تفسير جايگزين ديگر ميتواند اين باشد كه براي آنكه يك بازي معنا پيدا كند، بايد نمايانگر طرز تلقي افراد (بازيگران بازي) از موقعيت باشد. (رابينستين 1991) البته مدلهاي تئوريك بازيها، روش برداشت عاملان مدلها از سناريوي فرضيهاي را كه تئوري پردازان توصيف كردهاند، به تصوير ميكشند.
اما اين مدلها نمايانگر طرز تلقي افراد واقعي از موقعيت مشكل در جهان واقعي، نيستند. بلكه بيشتر آنها ارائه دهنده روشي هستند كه عاملان عقلگرا ممكن است از موقعيت فرضي درك كنند. به علاوه بخش اعظم تئوري تكاملي بازيها هر يك از عاملان را به عنوان يك ماشين از پيش برنامهريزي شده به تصوير ميكشد.
بنابراين ادراك عاملان واقعي هيچ نقشي را در اين مدلها ايفا نميكند. در مجموع تئوري پرداز فرض كرده است كه عاملان تلقي مشخصي از موقعيت به دست ميآورند و سپس نتايج اين پيش فرض را مورد آزمايش قرار ميدهند. بنابراين تفسيري كه بازيها از چگونگي درك عاملان از موقعيت ارائه ميدهند، كاربردي ندارد.
توماس سيشلينگ، تفسيري ديگر از تئوري بازيها را ارائه داده است. او گفته است كه اين تئوري چارچوبي را براي تحليل به دست ميدهد. (براي مثال مراجعه كنيد به چاپ اول شلينگ 1984).
او معتقد است كه تئوري بازيها چگونگي تصميمگيري مردم را توصيف نميكند بلكه يك تئوري قياسي است در مورد شرايطي كه بايد اين تصميمات از آنها برخوردار باشند تا عقلگرايانه فرض شوند. (شلينگ 1984 چاپ اول صفحه 215) شايد اين تئوري به اندازه يك «تئوري آني» كه ميتوان بلافاصله انتظار كاربردش را داشت ارزشمند نباشد، اما به عنوان يك چارچوب كاري داراي ارزش است.» (شلينگ 1984 چاپ اول صفحه 241) شلينگ معتقد است «تئوري بازيها از لحاظ عقلي مفيد است اما سطح آن، ابتداييترين سطح ممكن است.» با توجه به اين نكته جالب است بدانيم كه عقيده وي در مورد تئوري بازيهاي «پيشرفته» چيست.
* در مصاحبهتان با ريچارد سودبرگ (1990) گفتيد كه تئوري بازيها از لحاظ عقلي مفيد است اما سطح آن، ابتداييترين سطح ممكن است.» منظور شما از عبارت «از لحاظ عقلي مفيد» چيست و چرا در ابتداييترين سطح ممكن؟ ممكن است اين را توضيح دهيد؟
در مجموع وقتي راجع به تهديدها و اميدها فكر ميكنم و به سازماندهي نهادينه براي انجام اموري چون تبادل اسرا و مشكلاتي چون مشكل حملات ناگهاني، به اين نتيجه ميرسم كه تئوري بازيهاي ابتدايي، يعني همان تئوري كه من به سختي ميتوانم تنها آن را تئوري بازيها بنامم، تنها قادر است سوالها، نتايج و بازدهي را مشخص سازد و شايد بتواند آنها را در يك ماتريس قرار دهد كه اين كمك بسيار مفيدي است. من هم اكنون در كلاسهايي تدريس ميكنم. ميتوانم به دانشجويان يك مشكل بسيار ساده بدهم كه آنها به احتمال زياد نتوانند از عهده آن برآيند. به آنها ميگويم: «ببينيد، شما دو نفر داريد كه هر يك تنها دو انتخاب ميتوانند داشته باشند.

مدلهاي تئوريك بازيها به طور كلي نميتوانند منعكس كننده قواعد
فيزيكي و سازماني جهان واقعي باشند و قواعد بازيها معمولا اختراع تئوري پردازان است
او معتقد است كه تئوري بازيها چگونگي تصميمگيري مردم را توصيف نميكند بلكه يك تئوري
قياسي است در مورد شرايطي كه بايد اين تصميمات از آنها برخوردار باشند تا عقلگرايانه فرض شوند
ميتوانيم براي آنها يك ماتريس با چهارخانه يا چهار نتيجه ترسيم كنيم. به اين ماتريس نگاه كنيد و به من بگوييد چه ميبينيد.» خيلي زود آنها ياد ميگيرند كه به دنبال استراتژيهاي غالب و تعادلها بگردند. آنها ميآموزند كه ببينند اگر يكي از افراد داراي استراتژي غالب باشد، چه بر سر انتخابهاي فرد ديگر ميآيد.
آنها ميتوانند در اين باره صحبت كنند كه آيا انتخاب همزمان اين افراد يا انتخاب زودتر يكي از آنها تغييري ايجاد ميكند يا خير. همه آنها ميتوانند ناگهان در اين موارد نظر دهند. اما پيش از آنكه آنها ماتريس را در اختيار داشته باشند، نميتوانستند دادههاي مشكل را سازماندهي كنند. بنابراين بدين وسيله آنها ميتوانند اين دادهها را به تصوير كشند يا با آن كار كنند.
من از اين قياس استفاده ميكنم: بالاترين پيشرفت در مديريت تجارت حسابداري دوبل و بزرگترين پيشرفت در رياضيات علامت مساوي يعني يك مفهوم جبري است. تصور من اين است كه بزرگترين تاثير تئوري بازيها ماتريس نتايج است. ماتريس نتايج و حتي ماتريس نتايجي كه براساس انتخابهايش به طرز نامحدودي بزرگ باشد ميتواند راههاي زيادي را براي سازماندهي مشكل در اختيار گذارد. بايد بگويم ماتريس نتايج براي جامعهشناسي، علوم سياسي، حقوق و اقتصاد ميتواند از اهميتي حياتي برخوردار باشد. با توجه به اين شما ميتوانيد مفاهيمي را بسط دهيد. از جمله مفهوم تعادل، مفهوم استراتژي غالب، ايده چند تعادلي و اين ايده كه گاهي شما ميتوانيد با شكل دهي درست انتخابهاي غالب، مشكل را بيابيد.
به نظر من همه اينها بسيار مفيدند و من آنها را به دانشجويانم ميآموزم. به آنها ميگويم روزي خواهد رسيد كه شما فايده اينها را درك خواهيد كرد.» در مورد تعادل شما به سادگي به يك جفت انتظارات ميانديشيد كه شما را به سوي رفتاري كه آن انتظارات را برآورده ميسازد، هدايت ميكند. اين موضوع آنقدر ابتدايي است كه هيچ كس نميتواند نامي چون تئوري بازيها بر آن نهد. مفاهيم بسياري هستند كه چنين نامهاي جذابي بر آنها نهاده نشده است. من حدود 12 كتاب در مورد تئوري بازيها دارم، اما تنها چندتايي از آنها را به عنوان يك اقتصاددان براي خودم مفيد ميدانم. (البته منظورم كتاب 1957 «بازيها و تصميمات» دانكن لوس و هوارد ريفا نيست، زير اين مفيدترين كتابي است كه تاكنون خواندهام) اغلب اين كتابها در مورد مفاهيم تكنيكي بسيار جذاب هستند اما آنها كاربرد چنداني ندارند. ديويد كرپس در دانشگاه استنفورد، كار مفيدي ارائه داده است و همينطور راجرميرسن در دانشگاه نورث وسترن.
به نظر من آنها تلاش بسيار نمودهاند كه تئوري بازيها را براي دانشجويان ملموس كنند و نشان دهند كه اين تئوري چگونه ميتواند مورد استفاده قرار گيرد. طي 20-15 ساله اخير مردم بر اين باورند كه تئوري بازيها علم اقتصاد را متحول ساخته است.
اما من واقعا اين تحول را نميبينم. مطالعه و درك اغلب كارهايي كه انجام شده، برايم دشوار است و معمولا آنها زحمتي به خود ندادهاند. ميتوانست كارهاي قابل تقدير بيشتري انجام شود. اما اگر به مجله كانفليكت رزولوشن كه از سال 1957 به چاپ رسيد نگاه كنيد، ميبينيد كه اين مجله تئوري بازيها را در سطحي بسيار ابتدايي بارها منتشر كرده است. در واقع اين مجله براساس روالي كه دنبال ميكرد، يك بخش را به طور منظم به عقايد مربوط به تئوريبازيها اختصاص داده است. شما ميتوانيد آن را مطالعه كنيد و تئوري بازيهاي زيادي را در آن بيابيد، اما همه آنها متوني بسيار ابتدايي هستند.
*بنابراين نظر شما در مورد «تئوري بازيهاي تكاملي» و كاربردهاي آن در علوم اجتماعي از جمله كارهاي 1998 پيتون يانگ چيست؟
به نظر ميرسد اين كارها به شدت تكنيكي و پيشرفته باشند و در آنها از تكنيكهاي پيشرفته رياضي استفاده شده است.من مجذوب كارهاي مینارد اسميت شدم. به نظر من آنها شاهكارند. كارهاي پيتون يانگ را دوست دارم. تصور ميكنم كارهاي او بيش از حدمطلق است. او در مورد فرآيند تكاملي خود صحبت كرده است كه هنجارهايي را نتيجه داده است. سپس با مدل كاركرده و آن را كشف كرده است چون او با احتمالات زيادي در ابتدا روبهرو شده است و ناگزير اگر شما مدت زيادي منتظر بمانيد، هنجار فرو ميشكند. آنچه من به پيتون گفتم اين بود: از زماني كه شما هنجاري را در اختيار داشته باشيد مردم ديگر هيچ تلاشي نميكنند آنگونه كه پيش از آن هنجار تصميم ميگرفتند، تصميمات خود را اتخاذ كنند، اكنون مردم به هنجار توجه ميكنند.
اگر هنجار اين باشد كه هميشه يك مرد در را براي يك خانم باز كند و اين هنجار زود به دست آمده باشد، آنگاه همه كودكان با دانستن اين هنجار بزرگ ميشوند، بنابراين فرآيند پيشرفتهاي كه آن هنجار را به دست داده، منجر به اين واقعيت ميشود كه به محض در اختيار داشتن آن هنجار، مردم آن را دروني ميكنند، ميتوانند آن را به خاطر داشته باشند، ميتوانند آن را آموزش دهند و حتي ميتوانند علايمي را براي نشان دادن آن هنجار به كار برند. بنابراين كار فراوان روي اين مساله جذاب كه اگر يكميليون سال صبر كنيد اين هنجار چگونه درهم ميشكند، برايم اندازه اين واقعيت جالب نيست كه هنجار ميتواند در جايگاه اوليه خود روي دهد. اغلب هنجارهايي كه من به آنها وفادار بودهام به آن خاطر نبودهاند كه 12بار گذشته به آنها اطمينان كردهام و آنها جواب دادهاند، بنابراين احتمالا باز هم جواب خواهند داد. اما من كارهاي پيتون را دوست دارم. برخي از كارهاي كن بينمور را هم دوست دارم اگرچه كار چنداني از اين نوع را در آنها نميبينم. يانگ و بينمور واقعا علاقه چنداني به روش همانندسازي در مقايسه با مدلهايي كه راهحل دارند، از خود نشان ندادهاند. اما پيتون اين مساله را بسيار جدي تلقي كرده است.
*بيشك مواجهه با قراردادها و هنجارها براساس تئوري بازيها با كار ديويدلويس در سال 1969 و اقتصادداناني چون رابرت ساگدن (1986) كه راه وي را دنبال كردند آغاز شد. نظر شما در مورد اين روند ديگر در تئوري بازيها چيست؟
ديويدلويس دانشجوي من بود. فكر ميكنم او ايده كارش را از يكي از درسهايي كه با من داشت گرفت و سپس كل كتابش را در مورد آن نوشت كه كتاب خيلي خوبي شد.
اما رابرت ساگدن اغلب از مدلهاي قابل حل به جاي روش همانندسازي استفاده كرد. اما من از كتاب او استفاده كردم. فكر ميكنم ساگدن علايق سياسي، يعني نوعي علايق مربوط به آزادي فردي داشته است كه خواسته نشان دهد شما به دولت هيچ احتياجي نداريد. من اين گونه افراد را تئوريپردازان بازيها نميدانم بلكه بيشتر آنها را بهعنوان تئوريپردازان اجتماعي ميشناسم. اگر آنها به شما نگويند كه از تئوري بازيها استفاده كردهاند، شما به آساني آن را ميخوانيد و ميگوييد: «اين يك تئوري است، كار يك دانشمند علوم اجتماعي است».
اما به نظر ميرسد تئوري بازيها كمي بيشتر به اقتصاد شبيه باشد تا جامعهشناس يا علومسياسي يا انسانشناسي. زيرا اقتصاددانان از زمان كورنات تاكنون با اينگونه تحليل سروكار دارند. اما نيازي نيست كه آن را تئوري بازيها بناميد. يك نفر ميتواند مانند كار پيتون يانگ را انجام دهد و شايد هرگز در مورد توري بازيها چيزي نشنيده باشد. اگر ميخواهيد تئوري بازيها تنها تئوري قراردادها باشد، به نظر من تصميمي نااميدكننده است. اما اگر ميخواهيد ببينيد آيا تئوري بازيها در زمينه تفكر راجع به اينكه كدام قراردادها حاصل ميشود، آنها چگونه به دست ميآيند، دوام آنها پس از حصول چقدر است، كمكي ميكند، آنگاه ميگويم بله تئوري بازيها در اين زمينهها مفيد است.
اما تئوريپردازان بازيها ميخواهند كل اين تئوري را تئوري بازيها بنامند.
3 - مدل چك بورد
توماس شلينگ به خاطر «ارتقاي درك ما از تعارض (conflict) و همكاري (cooperation) از طريق تحليل تئوري بازيها» برنده جايزه نوبل شد. بيشك او بيشتر در درك ما از هماهنگي، همكاري و تعارض موثر بوده است. اما او در درك ما از پويايي تفكيك خانهها (residential segregation) نيز بسيار موثر بود. او در يكسري مقالات و در كتاب انگيزههاي خرد (Micromotives¯obehavior) و رفتارهاي كلان (1969، چاپ اول 1971، چاپ دوم 1971، 1972، 1978) به اين نكته اشاره كرده است كه تفكيك خانهها ميتواند با انگيزههاي خرد مختلف قابل مقايسه باشد و حتي طرفداري ضعيف از تفكيك (بهعنوان مثال براي اجتناب از وضعيت اقليت) ميتواند منجر به تفكيك خانهها شود (نگاه كنيد به آيديونونات 2004).
بنابراين او معتقد است كه تفكيك خانهها ميتواند بهعنوان يك پيامد ناخواسته از رفتار انسانها حاصل شود. مدل چكبوردي كه شلينگ از تفكيك ارائه داده يكي از مثالهايي است كه توضيح خوبي در علوم اجتماعي و توجيه كلاسيك مكانيزمهاي اجتماعي است.
همچنين اين مدل به عنوان يكي از مثالهاي نمونه براي توضيحات دست نامريي (مثال نوزيك 1974، 1994، اولمان ـ مارگاليت 1978) و يكي از پيشگامان مدلهاي كامپيوتري عامل، بنياد است. (مثال اپشتين و اكتسل 1996، راسر 1999 و كستي 1992). مدل چكبورد، در ادامه فضاي فكري ساير كارهاي شلينگ، يك مدل ساده، مشهودي و تاثيرگذار است. بهخاطر آنكه هدف ما در اين مصاحبه پيريزي روش شناختي كار شلينگ است، خوب است اين سوال را مطرح كنيم كه چگونه شلينگ به چنين مدلي دست يافت. مدل چكبورد بسيار شبيه به مدلهاي سلولي خودكار است و برخي معتقدند كه شلينگ ايدههاي اوليه آن را از شركت رند (موسسهاي در آمريكا كه در زمينه ايجاد خلاقيت فعاليت ميكند) گرفته است. در اين شركت مدلهاي سلولي خودكار بسيار پرطرفدارند.